تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
دعاگوى را با وى صحبت افتاذ دوستدارى و هواخواهى خاندان آل سلجوق ازو ديذم همه روزه بنشر معدلت و ذكر منقبت سلطان عالم غياث الدّين عزّ نصره مشغول بوذ و در خدمت امراى عراق و صدور و بزرگان شرح سيرت و عدل فرموذن و لشكر آراستن و كافر كاستن و مصاف داذن و بلاد كفر گشاذن مىداذ و امراى عراق را دوستدار خذاوند عالم كرده است و بمدارس و علما و زهّاد برمىگشت و حكايات مصاف با كافر و گشوذن شهر انطاليه كه از دست هيچ سلطان و پاذشاه مسلمان برنخاسته است مىگفت و چندين هزار مسلمانان را كه سالها اسير و ذليل در دست كافر بوذند خلاص داذ و برهانيذ ، در مدرسها دانشمندان و در صومعها زاهدان دعاى دولت پاذشاه اسلام ورد خوذ ساخته‌اند و فرض عين شناخته و استمداد فتح و نصرت و اقبال و دولت او از ملك ذو الجلال مىكنند ، شعر :
چون عدل جست شاه جهان با جهانيان * يكسر كنند خواهش اقبال و دولتش
و چون خواجهء اجلّ جمال الدّين دامت سعادته را هواخواه و دوستدار يافتم راز اين كتاب با وى گفتم و در ميان نهاذم اين كتاب را خواستار و خريذار گشت و گفت اين اعجوبهء جهان را من بذان حضرت رسانم و اين نادرهء زمان را بمحلّ و منزل خوذ دوانم چه نغمهء بلبل از گلزار خوش آيذ و اين مدح در آن كارگاه دولت و ولايت نعمت بايذ تا كه و مه و خرد و بزرگ بخوانند و عظمت سلاطين خوذ بدانند كه صيت ايشان در اطراف جهان چندانست كه از دو ماهه راه مدّاح ايشان اين همه ترنّم مىكنذ ، و دعاگوى دولت چون ذكر عظمت و سلطنت خذاوند عالم سلطان اعظم مالك رقاب الامم مولى ملوك العرب و العجم سلطان ارض اللّه حافظ بلاد اللّه ناصر عباد اللّه معين خليفة اللّه غياث الدّنيا و الدّين كهف الاسلام و المسلمين ظلّ اللّه فى الارضين مطيع الحقّ مطاع الخلق