آن را بقيصر روم فرستاذ حكماى روم خاطر برگماشتند و ايشان نيز دو باب زيادت كردند ، ما هر چهار باب بر سبيل اختصار بيان كنيم كه چون مىبايذ باختن تا بخلوت پاذشاه عالم سلطان بنى آدم غياث الدّنيا و الدّين ابو الفتح كيخسرو بن قلج ارسلان خلّد اللّه ملكه بذان تفرّج جويذ ،
باب اوّل كه حكماى هند نهاذند « 1 »
رقعهء [ ى ] ساختند هشت در هشت كه شصت و چهار خانه باشذ و هشت پاره آلت و هشت پياذه حاصل كردند و به دو لون از دو طرف تعبيه كردند ، شاه و فرزين را كه وزيرست در قلب بنشاندند و بر ميمنه و ميسره دو فيل بداشتند و در پهلوى فيلها از جانبين دو اسپ بنهاذند و دو رخ را در زوايا نشاندند و در پيش صّف پياذه بكشيذند بذين طريق از جانبين خصمان تعبيهء مصاف بكردند ، و سير اين آلات چنانست كه رخها كه در زوايااند راست روند و هرچ توانند همچنان ضرب كنند ، و فرسها به دو خانه سير كنند بر بالاى پياذهء رخ يا بجاى پياذهء شاه و فرزين ، برين شكل مىدوانند و ضرب مىكنند ، و فيلها كژ سير مىكنند يك خانه بگذارند و در دوّم نشينند و ضرب آنچ توانند كنند ، و فرزين بر زوايا روذ و از هر چهار جانب كژ ضرب كنذ ، و شاه يك يك خانه هر جانب كه خواهذ روذ و ضرب كنذ و پياذگان راست روند و در دو خانه بر بالا بسير فرزين كژ ضرب كنند ، و نشايذ كه شاه در خانهء [ ى ] روذ كه آلتى از آن او را ضرب توانذ كردن و خصم را رسذ كه چون رخ در مقابل شاه آيذ الزام كنذ كه شاه بازذ « 2 » و اگر شاه شطرنج را خانه نباشذ مثلا همه خانها مستغرق باشذ يا اگر خانهء [ ى ] خالى باشذ آلتى از آن خصم بر وى بوذ حكم مات بوذ اگرچه آلت جمله مانده بوذ يا بعضى ديگر
هامش
( 1 ) ر ك براى شرح كيفيّت آن به كتاب تأريخ الشّطرنج( A History of Chess by ) ( H . J . R . Murray , Oxford , 1913ص 220 ببعد ،
( 2 ) ن ا : باز