باب دوّم كه بزرجمهر نهاذ « 1 »
رقعهء [ ى ] مستطيل كرد چهار عرض و شانزده طول همان شصت و چهار خانه باشذ و آلتها همان شانزده است و لون و سير و ضرب همچنان امّا تعبيه از جانبين بشكلى ديگرست ، رخها در زواياست و شاه و فرزين در ميان و دو فرس در پيش شاه و فرزين و دو فيل در پيش فرسها و در پيش فيلان بدوصف پياذه بنشانده و بر قاعدهء شطرنج قديم سير و ضرب مىكنند ، و اگر خواهذ كه برين رقعه بكعبتين بازذ اوّل بازى آنست كه كعبتين اكثار كنذ كرا نقش بيشتر آيذ اوّل كعبتين بزنذ و محكوم نقش كعبتين بايذ بوذ اگر زخم كعبتين شش برآيذ بشاه بايذ باختن و اگر پنج برآيذ بفرزين بازذ و چون كعبتين چهار برآيذ بفيل بايذ باختن و چون سه برآيذ باسپ و اگر نقش كعبتين دو برآيذ برخ بايذ باختن و اگر يك برآيذ بپياذگان ، و چون نقش شش زنذ ناچار بشاه بايذ باختن اگر شاه شطرنج را خانه نبوذ حكم مات نباشذ مثالش چون مششدر نرد باشذ ، و هر آلت را كه خانه نبوذ نبازذ ، و اگرچه كالاى خصم جمله بجاى ضرب باشذ نتوان زذ تا نقش برآيذ چنانك اگر رخ خصم در خانهءيست و پياذه آن را برمىتوانذ گرفتن ضرب نكنذ تا نقش يك برآيذ ، و همچنين هر پياذه كه بسير بخانهء شانزدهمين رسذ فرزين شوذ ،
هامش
( 1 ) ر ك براى شرح كيفيّت آن به تأريخ الشّطرنج ( المذكور سابقا ) ص 340 ،