تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
باز اقبال ترا هفت فلك زير دو پر * مرغ انصاف ترا هشت « 1 » زمين زير دو بال همه چيزيت توان خواند مگر فرد و قديم * همه چيزيت توان گفت مگر عيب و مثال پيش از آن كآدم منشور خلافت بستذ * تو در آن عهد ملك بوذى و آدم صلصال اوّلين روز عطارد چو بديوان بنشست * بجهاندارى از بهر تو بنبشت مثال تا همى چهره گشايذ مه رومى صورت * تا همى طرّه طرازذ شب « 2 » زنگى تمثال باذ در قبضهء حكم تو عنان گردون * باذ بر درگه جود تو مجال آمال مرغ انصاف ترا گوى زمين در منقار * شير اقبال ترا جان عدو در چنگال

السّلطان مغيث الدّنيا و الدّين ملكشاه بن محمود « 3 » يمين امير المؤمنين

سلطان ملكشاه بر شكار و شراب مولع بوذى ، آبله‌رو بوذ چهره بزردى مايل محاسن گرد قوىبازو و يال معتدل قامت ، توقيع [ او ] استعنت باللّه ، وزير او شمس الدّين ابو النّجيب ، حاجب خاصبك ، مدّت عمرش سى [ و ] دو سال و دو ماه بوذ ، مدّت پاذشاهى بعد از سلطان مسعود چهارماه و يك بار « 4 » باصفهان شانزده روز ، و سلطان ملكشاه پاذشاهى با
هامش
( 1 ) ن ا : هست ( 2 ) ن ا : سب ( 3 ) در بالاى اين كلمه بخطّ الحاقى افزوده شده : بن محمّد ( 4 ) يعنى در سنهء 555 ( ر ك به ز ن ص 295 )