درين حال مؤيّد الملك بن نظامه از خوراسان دررسيذ و بوقت كار وزير شذ « 1 » ، و بركيارق را نيز چندان آبله برآمذ كه ازو مايوس شذند ، چون شفا يافت لشكر گرد كرد و بهمذان آمذند و با تتش مصاف داذند در صفر سنة ثمان و ثمانين و اربع ماية « 2 » ، پس فخر الملك بن نظامه از خوراسان بيامذ و راه آورد و پيشكش بسيار آلت و تجمّل اورد از سراپردهء جهرمى و نوبتى اطلس و سلاحهاى نيكو و ساختهاى مرصّع بجواهر و اسپان تازى تنگ بسته و شكره و زرّادخانه و وزارت بستذ « 3 » ، و بعد از آن ملاحدهء مخاذيل بركيارق را زخم زذند « 4 » ، چون از آن شفا يافت روى بخوراسان نهاذ بجنگ عمّ خويش ارسلان ارغون و براذر را سنجر با اتابك قماج بمقدّمه بفرستاذ و او بر اثر با لشكرى تمام برفق مىرفت ، مثل : الرّفق مفتاح الرّزق « 5 » ، كليذ همه روزى آهستگيست ، و اين حركت در سنهء تسع و ثمانين و اربع ماية بوذ ، و سلطان از ارسلان
f . 61 b
ارغون انديشناك بوذ كه سخت متهوّر و بىباك بوذ و لشكرى بىشمار داشت ، مثل : من استعان بالرّأى ملك و من كابد الامور هلك « 6 » ، [ شعر ] :
هركه بىراى در ميانه شوذ * تير احداث را نشانه شوذ
چو كار براى كنذ بملك رسذ و چون در كارها جهذ بهلك شوذ ، قضا چنان بوذ كه پيش از آنك بركيارق بذو رسيذ ارسلان ارغون را در مرو غلامچهء كارد زذ و بكشت « 7 » و بركيارق مصراع : من غير سيف و دم
هامش
( 1 ) زن ص 85 و ا آ ج 10 ص 159 ،
( 2 ) « ذلك فى 17 صفر سنة 488 عند قرية يقال لها داشيلو على 12 فرسخا من الرّى » ( زن ص 85 ) ، و ر ك نيز به ا آ ج 10 ص 166 - 167 ، تتش درين مصاف كشته شد ،
( 3 ) ا آ ج 10 ص 172 - 173
( 4 ) ايضا در ذيل حوادث سنهء 488
( 5 ) فقf . 16 b( 6 ) ايضاf . 17 a( 7 ) ر ك به ا آ در حوادث سنهء 490 و زن ص 258 : « قتل ارسلان ارغون سنة 490 و سنّهء 26 سنة »