تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
جهانرا چنينست ساز و نهاذ * ازين دست بستذ بديگر بداذ « 1 » تو هنگام شاذى درختى مكار * كه زهر آورذ بار او روزگار درختى بوذ اين نشانده بدست * كه بارش بوذ زهر و برگش كبست « 2 » بپاى اندر آتش نشايذ شذن * بپيش بلا داستانها زذن
مثل : من هان عليه المال توجّهت اليه الآمال « 3 » ، هركه مال‌خوار دارذ آمال بوى روى آرذ ، تركان خاتون مال بسيار بذل كرد و امير جعفر پسر خليفه را كه ماذرش مهملك خاتون بوذ خواهر ملكشاه تركان خاتون او را مىپرورد « 4 » و باوجود پذرش مقتدى تركان او را امير المؤمنين ميخواند ، و پيش از وفات ملكشاه بر آن عزم بوذند كه در اصفهان ببازار لشكر اينجا كه امروز مدرسهء ملكه خاتونست دار الخلافة و حرمى بسازند و او را آنجا بنشانند « 5 » ، و خليفه ازين معنى مستشعر بوذ و جاى آن داشت ، تركان او را بخليفه فرستاذ تا اجابت كرد و بنام پسرش خطبه فرموذ « 6 » ، و تركان خاتون حالى امير كربوغارا برنشاند تا بهفتهء از بغداذ باصفهان راند بگرفتن بركيارق « 7 » مثل : من بذل ماله استحمد و من بذل جاهه استعبد « 8 » ، از بذل مال حمد افزايذ و از بذل جاه بنده
f . 60 b
آيذ ، غلامان نظامى بركيارق را در اصفهان حمايت كردند و در شب از شهر بيرون بردند بجانب ساوه و آبه پيش اتابك كمشتگين جاندار كه اتابكى او كرده بوذ تا او را برى برد و بر تخت نشاند « 9 » و ابو مسلم رئيس
هامش
( 1 ) شه ص 546 س 24 ( 2 ) ايضا ص 438 س 20 ، ( 3 ) فقf . 9 a( 4 ) ر ك به ا آ ج 10 ص 142 ، بقول او مهملك خاتون دختر سلطان بود نه خواهر ، نيز ر ك به « ذكر زفاف ابنة السلطان الى الخليفة » در حوادث سنهء 480 ( ج 10 ص 106 ) ( 5 ) تگ ص 449 ( 6 ) ا آ ج 10 ص 142 و 145 ، معلوم باد كه اين جعفر پسر مقتدى در سنهء 486 وفات يافت و عمرش فقط پنج سال و اند ماه بود ( ولادتش در سنهء 480 ) ( 7 ) ا آ ج 10 ص 142 - 143 و 146 ، تگ ص 449 - 450 ( 8 ) فقf . 9 a( 9 ) ا آ ج 10 ص 146 و زن ص 82 - 83