ابو الفتح كيخسرو را رعايت حقوق سيرتست و استخدام كفاة و تفويض اعمال بمشاهير ثقات از واجبات شناسذ ، و اسباب جهاندارى و آيين
f . 59 a
شهريارى و كامگارى از نيكوكارى و مردمدارى يافته است ، و چون ديو فتنه در سر انطاليه جاى داذ و سلطان قاهر قرن اللّه رايات دولته بالنّصر برسوم لشكركشى و اسباب سپاهدارى تدارك و تلافى آن از شكلى فرموذ و بنوعى پيش گرفت كه روزنامهء دولت و كارنامهء سعادت او بذكر محاسن و صيت مناقب او مؤرّخ گشت و جمال گرفت « 1 » و با تمامى ممالك مسلمانى استمرار و استقامت پذيرفت و مفسدان اطراف سر بر خط بندگى نهاذند و حشمت و هيبت پاذشاهى و عدّت و اهبت ملك در اقطار و آفاق عالم ساير گشت ، و اقتدا و تقيّل اين پاذشاه بمكارم اخلاق و معالى خصال ملوك اسلافست و آثار مرضيّهء سلاطين ماضيه پيشوا و مقدّم ساخته است ، و سوابق افاضت عدل و تقديم اسباب سياست سلاطين آل سلجوق را بلواحق رسوم ستوذهء خويش تازه و زنده گردانيذ ، و سنّتهاى بذ كه در جهان متهوّران نهاذند محو فرموذ تا خلايق آسوذه و مرفّه پشت به ديوار امن و فراغ بازنهاذند ، و جبّاران كامگار در حرم روزگار او امان طلبيذند ، و همّت پاذشاهانه بر اعلاى كلمهء حق مقصور كرد و ذات بىهمال خويش بر نصرت دين و مصالح مسلمين وقف كرد ، و آفتاب دين محمّدى در همه عالم از ماهچهء لواى اين شهريار كامگار درخشان و تافته است و بجاى بتكذها مدارس و مساجد ساختند و بدولت سلاطين آل سلجوق قياصرهء روم مسلمان شذند و پايهء قدر پاذشاه كيخسرو از چرخ ماه بگذشت و رسوم بذدينان درنوشت ، شعر « 2 »
هامش
( 1 ) اشاره است بفتح انطاليه بدست سلطان غياث الدّين كيخسرو در سنهء 603 ( ر ك به شرح آن در مختصر سلجوقنامه طبع هوتسما ص 33 - 35 )
( 2 ) از خسرو شيرين نظامى در مدح اتابك محمّد بن ايلدكز ( خمسهء نظامى طبع بمبىء سنهء 1265 ، ص 8 از مثنوى مذكور )