كمتر كتابى در جهان مانند كليله و دمنه چنين توفيق بزرگى يافته ، يا به اندازهء آن به زبانهاى متعدد ترجمه شده است . اصل اين كتاب از هند بوده است . در سده ششم ميلادى در زمان خسرو انوشيروان به ايران آورده شد و به پهلوى ترجمه گشت و به زودى ترجمههايى از آن به سريانى و عربى صورت گرفت ، و از زبان عربى به زبانهاى متعدد ديگر شرقى و غربى درآمد . تاريخ ادبى كليله و دمنه ، با افسانههاى بيدپاى در كتاب كيث فالكنر تحت همين عنوان در 1885 به وسيلهء مطبعهء دانشگاه كمبريج چاپ شده است ، و جدولى از نسبنامهء ترجمههاى مختلف با تاريخ آنها در ص
LXXXV
آن داده شده است . همهء اين ترجمهها ، به استثناى ترجمهء تبتى كه مستقيما از سنسكريت صورت گرفته از روى ترجمهء گمشدهء پهلوى به عمل آمده كه از جمله ترجمهء سريانى قديم آن در حوالى 570 م و ترجمهء عربى ابن مقفع در حوالى 750 م ( - 133 ق ) انجام يافته است . بقيهء ترجمههاى شناخته شده ، از جمله ، ترجمهء سريانى جديد ( از سدهء دهم يا يازدهم ميلادى ) « * » همگى از ترجمهء عربى ابن مقفع سرچشمه گرفته و ترجمه هاى يونانى ، فارسى ، عبرى « * * » ، لاتينى « * * * » اسپانيايى ، ايتاليايى ، اسلاويايى ، تركى ، آلمانى ، انگليسى ، دانماركى ، هلندى و فرانسوى را شامل مىشود ؛ و ترجمهء اخير كه به وسيلهء گالان آغاز شد ، توسط كاردون در 1778 م خاتمه پذيرفت ، از نظر زمانى آخرين ترجمه است . با اينكه اين كتاب قديمترين ترجمهء فارسى موجود از اثر مورد بحث است ، ولى همچنانكه قبلا يادآور شدهايم ، اين قصه در تاريخى بسيار متقدم توسط رودكى شاعر ترجمه شده است . با اين حال ، ترجمهء فارسى مشهورتر آن ، همان است كه در اواخر سدهء پانزدهم ميلادى ( نهم هجرى ) به وسيلهء حسين واعظ كاشفى و تحت عنوان انوار سهيلى صورت گرفته است ، و ابو الفضل سومين ترجمهء فارسى معروف به عيار دانش را براى اكبر ، و على چلبى همايون نامهء تركى را براى سلطان سليمان
هامش
( * ) اين ترجمهء سريانى اخير توسط استاد و . رايت فقيد نشر شد ( اكسفورد ، 1884 )
( * * ) نگاه كنيد به ، كتاب « دو ترجمهء عبرى كتاب كليله و دمنه از درنبورگ ( چاپ پاريس 1881 )
( * * * ) ترجمهء لاتين ژان كاپوايى به نام راهنماى حيات انسانى بهطور كامل در پاريس ( 1887 - 89 ) چاپ شده است . اين ترجمه در حوالى 1270 م از ترجمهء عبرى گرفته شده است ، كه آن نيز مستقيما از روى ترجمهء عربى ابن مقفع صورت گرفته است .