منزلتى بلند داشته است : « * »
هر نسخ كان نيست قرآن يا حديث مصطفى * از مقامات حميد الدين شد اكنون ترهات
اشك اعمى دان مقامات حريرى و بديع * پيش آن درياى مالامال از آب حيات
شاد باش اى عنصر محموديان را روح تو * رو كه تو محمود عصرى ما بتان سومنات
از مقامات تو گر فصلى بخوانم بر عدات * حالى از نامنطقى جذر اصم يابد نجات
عقل كل خطى تأمل كرد ازو گفتا عجب * علم اكسير سخن داند مگر اقضى القضات ؟
ديرمان اى راى قدرت عالم تأييد را * آفتابى بىزوال و آسمانى با ثبات
ترتيب و فهرست عناوين مقامات در چاپ تهران ، با نسخهيى كه توسط دكتر ريو توصيف شده اختلاف فاحشى دارد . بسيارى از مقامهها از نوع مناظرات است ، مانند مناظرهء ميان پير و جوان ، سنى مؤمن و شيعهء رافضى ، يا پزشك و منجم . قسمتى مربوط است به چيزهايى مانند بهار ، عشق ، پاييز و جنون ؛ و باز قسمتى حاوى لغزها ، معماها و احاجى يا مسايل فقهى و تفكرات صوفيانه است . دو مقالهء توصيفى دربارهء شهرهاى بلخ و سمرقند ما را به اطلاعات قطعى و بسيار موثق ، حتى جزئيات حسب حالى اميدوار مىسازد ؛ ولى هميشه صورت بر محتواى كلام سبقت مىگيرد و اميد با ناكامى مواجه مىشود . سبك مصنوع و متكلف اين مقامات ، ترجمهء آنها را در حال حاضر ناممكن مىسازد ؛ و از آنجا كه صورت در آن همهچيز است و معنى كاملا تابع آن ، براى ارائهء تصوير اصيلى از آن ، لازم است آن را بهجاى ترجمه تفسير كنند . در زير سعى شده است قطعهيى از توصيف بلخ قبل و بعد از حمله و تاراج وحشيان غز در 548 ق ( - 1153 م ) داده شود ، كه خود مىتواند نمونهيى باشد از كل كتاب « * * » :
هامش
( * ) اين ابيات را در ص 251 چاپ تبريز مورخ 1266 و ص 602 چاپ لكهنو مورخ 1297 مىتوان يافت .
( * * ) در چاپ تهران ، اين مقالهء بيستم است و بخشى كه من آوردهام در ص 165 قرار دارد .