سخن كه گفته بود همچو در سفته بود * مرا رواست گر اين در من نهفته بماند
و انسان آگاه و هوشمند اين سخن را از دل باور مىكند و خود را با شاعر همدرد مىيابد . شايد اگر او در روزگار و با همنشينان بهترى مىزيست ، ورد زبانش همه اين مىشد :
آلودهء منت كسان كم شو * تا يك شبه در وثاق تو نانست
اى نفس ، برستهء قناعت شو * كانجا همهچيز نيك ارزانست
تا بتوانى حذر كن از منت * كاين منت خلق كاهش جانست
در عالم تن چه مىكنى هستى ؟ * چون مرجع تو به عالم جانست
شك نيست كه هركه چيزكى دارد * وان را بدهد طريق احسانست
ليكن چو كسى بود كه نستاند * احسان آنست و سخت آسانست
چندان كه مروت است در دادن * در ناستدن هزار چندانست
ديوان انورى به جز دو چاپ لكهنو و تبريز كه استاد براون اشاره كرده است چند چاپ ديگر نيز دارد كه از آن ميان يك چاپ به اهتمام استاد سعيد نفيسى فقيد در سال 1337 ش در تهران در 632 صفحه به وسيلهء كتابفروشى پيروز منتشر شده است و چاپ ديگر به اهتمام استاد محمد تقى مدرس رضوى در 1184 صفحه با 163 صفحه مقدمه در دو مجلد در 1340 به وسيلهء بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، بااين حال شايد بتوان چشم به راه چاپ متن منقحتر و كاملترى از ديوان انورى بود .
دربارهء انورى بهجز تحقيق ژوكوفسكى كه استاد براون اشاره مىكند ، اين مراجع در دست است :
1 - مقدمهء ديوان انورى چاپ نفيسى
2 - مقدمهء ديوان انورى چاپ مدرس رضوى
3 - شرح مشكلات ديوان انورى ، تصحيح محمد تقى مدرس رضوى ، از انتشارات دانشگاه تهران در 1340 شمسى