وجه ده هزار دينار معاش هر سال من كهتر باقى به ديوان عالى مانده است . نايبان ديوان را اشارتى بليغ مىبايد تا برسانند . خواجه گفت : تو جهت سلطان عالم چه خدمت كنى كه هر سال ده هزار دينار مرسوم تو بايد داد ؟
عمر خيام گفت : وا عجبا ! من چه خدمت كنم سلطان را ؟ هزار سال آسمان و اختران را در مدار و سير به شيب و بالا جان بايد كندن تا از اين آسيابك دانهيى درست چون عمر خيام بيرون افتد ، و از اين هفت شهر پاى بالا و هفت ديه سرنشيب يك قافله سالار دانش چون من درآيد . اما اگر خواهى ، از هر دهى در نواحى كاشان ، چون خواجه ده - ده بيرون آرم و بهجاى او بنشانم ، كه هريك از عهدهء كار خواجگى بيرون آيد .
خواجه از جاى بشد و سر در پيش افگند ، كه جواب بس پاى برجاى ديد . اين حكايت به حضرت سلطان ملكشاه باز گفتند ، گفت : باللّه كه عمر خيام راست گفت . »
در زبان فارسى تك نگارى جالبى دربارهء خاقانى وجود دارد به نام شاعرى دير آشنا از على دشتى كه بارها چاپ شده است . تحفة العراقين خاقانى در سال 1333 ش به تصحيح يحيى قريب منتشر شده است . چاپهاى متقدمى نيز دارد . ترجمهء آثار خاقانى تا آنجا كه نگارنده مىداند - و مسلما اطلاعش ناقص است - بشرح زير است :
ترجمهء رباعيات خاقانى همراه با متن آنها از
K G . Zaleman
به نام -
Chetre rostishya Khaqani
( رباعيات خاقانى ) در 1875 م در سنت پطرسبورگ چاپ شده است .
ترجمهء تركى منتخبى از اشعار خاقانى به نام خاقانى شروانى ، سچيلميش اثر لرى در 1956 در باكو چاپ شده است . ترجمهء روسى برخى اشعار منتخب به وسيلهء ولاديمير در ژاوين
Vladimir Derzhavln
در 1959 م در باكو منتشر شده است . خانيكوف نيز در همان تك نگارى سابق الذكرش اشعارى از خاقانى را ترجمه كرده است . ريپكا به نقل از اته گويد كه ترجمهء اشعار منتخبى از خاقانى به انگليسى منتشر شده است ( هرچند اشارهء او چندان روشن نيست ) ، ترجمهء منظوم انگليسى قطعهيى از تحفة العراقين ( ملاقات جمال الدين موصلى ) ، ترجمهء ايوان مداين و يكى از غزليات خاقانى از تام باتينگ
Tom Botting
در كتاب -
Azerba ijanian Poetry
نقل شده است .