تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
بيت ( ص 115 بدايع ) :
عجب از كشته نباشد به در خانهء دوست * عجب از زنده كه چون جان بدر آورد سليم
بيت ( ص 144 خواتيم ) :
ديدار مىنمايى و پرهيز مىكنى * بازار خويش و آتش ما نيز مىكنى
و بالاخره ( در ص 145 خواتيم ) مبدلى از اشعار مقدمهء گلستان كه قبلا در ص 212 ذكر شد . در نخستين فصل اين كتاب ( از فردوسى تا سعدى ) ، هنگام بحث از شعر و معانى و بيان فارسى به صنعت تضمين اشاره شد ، كه شاعرى در شعر خويش مصراعى ، بيتى يا ابياتى از شاعر ديگر را مىآورد ، و خاطر نشان شد كه براى پرهيز از متهم شدن به سرقت ، مرسوم چنان است كه شاعر فقط اشعارى را تضمين كند كه نزد هر باسوادى معروف باشد ، تا كسى گمان نبرد كه او خواسته است آن اشعار را به خود منسوب سازد ؛ يا آنكه اگر از شاعر غير معروفى تضمين مىكند ، قبلا به نام شاعر اشاره‌يى بكند . اين امر كه وقتى حافظ در موارد زير اشعارى از خلفش سعدى مىآورد ، هيچ اشاره‌يى به صاحبشان نمىكند ، دليل ديگريست ( بىهيچ لزومى ) به رواج فراوان شعر غنايى سعدى . حافظ در يكى از برجسته‌ترين غزلهايش گويد :
بدم گفتى و خرسندم ، عفاك اللّه ، نكو گفتى * جواب تلخ مىبايد لب لعل شكر خارا
مصراع اول اين بيت به صورت زير در طيبات سعدى ( ص 86 ، شمارهء 283 ) موجود است :
بدم گفتى و خرسندم ، عفاك اللّه ، نكو گفتى * سگم خواندى و خشنودم ، جزاك اللّه ، كرم كردى
باز سعدى در بدايع گويد ( ص 107 ، شماره 77 ) :