به نام ذكر شده . معروفترين اينها پندنامه كتاب كوچك كسالت آوريست پر از اندرز - هايى در آداب معاشرت ( - سلوك ) كه بارها در شرق چاپ شده است ، منطق الطير كه تمثيل منظوم صوفيانهييست كه با ترجمهء فرانسويش به وسيلهء گارسن دوتاسى -
Garcin de Tassy
چاپ شده ( پاريس 1857 ، 1863 م ) ، و تذكرة الاوليا كه مجلد اول آن فعلا در متون تاريخى فارسى
Persian Historical Texts
اينجانب توسط آقاى ر . ا . نيكلسن منتشر شده و مجلد دوم زير چاپ است . دوست فاضلم ميرزا محمد بن عبد الوهاب قزوينى بر مجلد اول اين كتاب مقدمهيى كشاف به فارسى نوشته است . او اين مطالب را فقط از مآخذى گرفته است كه مىتواند قابل اعتماد باشد ، يعنى از اطلاعاتى كه مىتوان از فحواى آثار خود شاعر به دست آورد . از آنجا كه اين مقدمه ترجمه نشده و به علاوه بهترين شرح حال كشاف عطار است كه فعلا در دست داريم . در اينجا منحصراً از آن استفاده خواهم كرد .
شرح حال شيخ عطار
نام كامل شاعر ابو طالب ( يا بنابر مآخذ ديگر ، ابو حامد ) محمد بن ابو بكر ابراهيم بن مصطفى بن شعبان ، و عموماً معروف به فريد الدين عطار است . كلمهء عطار كه عموماً بمعنى داروگر به كار مىرود ، در لغت به كسى گويند كه با عطر يعنى عصارهء گل سرخ و ديگر مواد خوشبو سروكار دارد ، ولى چنان كه ميرزا محمد به نقل از خسرونامه و اسرارنامه نشان مىدهد ، در اينجا معنى وسيعترى دارد ، يعنى او نوعى داروخانه داشته كه در آنجا بيماران به دو مراجعه مىكردهاند و او داروهايى برايشان تجويز مىكرده و خود آنها را فراهم مىساخته است . شاعر هنگام گفتگو از اشعارش در مصيبتنامه و الهىنامه گويد كه آنها را در داروخانه تأليف كرده ، در هنگامى كه غالباً پانصد بيمار روزانه به دو نبض مىنمودند . رضا قلى خان ( بدون ذكر مأخذ ) در رياض - العارفين گويد كه « استاد او در فن معالجت شيخ مجد الدين بغدادى بود » ، ظاهراً همان كسى كه ما در فصل پيش از او به عنوان يكى از شاگردان نجم الدين كبرى ياد كرديم .