فصل نهم فريد الدين عطار ، جلال الدين رومى ، سعدى ، و برخى شعراى ديگر اين عصر - سه شاعر بزرگ ايران
اگر ابن فارض ، كه از او در فصل گذشته سخن گفتيم ، بى گفتگو بزرگترين شاعر صوفى عرب است ، اين امتياز در ميان شعراى ايرانى مسلماً به جلال الدين رومى مؤلف مثنوى بزرگ صوفيانه و ديوان اشعار غنايى معروف به ديوان شمس تبريزى تعلق دارد . مولوى ، سنايى را - كه ما از آثارش در صفحات همين كتاب سخن گفتهايم - و عطار را - كه به زودى از او سخن خواهيم گفت - به عنوان برجستهترين اسلاف و استادان خود در شعر صوفيانه نام مىبرد . بنابراين ، حق داريم كه اين سه سراينده را به عنوان سه تن ناميترين نمايندگان مكتب تصوف در ميان شعراى ايران بشناسيم . چون به نظرم در همهء اين موارد بايد سليقهء اهل زبان محك نهايى براى قضاوت باشد ، بنابراين براى يك تن بيگانه بسيار سخت است كه مانند يك تن همزبان و همخون شاعر به نقد آثار او برخيزد ، و هرچند خود من از اشعار عراقى بسى بيش از اشعار سنايى لذت مىبرم ، حق ندارم كه اين رجحان خود را به يك ترجيح عمومى تعميم دهم .
فريد الدين عطار
عطار نيز مانند بسيارى از شعراى خاور زمين اگر بسى كمتر مىنوشت بيشتر شناخته و آثارش خوانده مىشد . تعداد آثار او گاه ( مثلا توسط قاضى نور اللَّه شوشترى در مجالس المؤمنين ) به تعداد سورههاى قرآن ذكر شده يعنى يكصد و چهارده ، ولى ظاهراً اين مبالغهء بزرگيست ، زيرا فقط در حدود سى اثر عملا در دست است يا در ميان آثار او