تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مغول و فتوحات چنگيز خان بحث مىكند ، دومين از خوارزمشاهان و سومين از ملاحده يا اسمعيليان الموت و قهستان و از لشكركشى هلاكو خان بر ضد ايشان . دوسون كه در تاريخ مغولش از اين كتاب استفادهء شايانى كرده است ، به گمان من ، بناروا به مؤلفش مىتازد ؛ حال آنكه موقعيت وى او را ناگزير ساخته بود تا در برابر بيابانگردانى كه از خدمتشان ناگزير بود روش مجامله پيشه كند .

احمد نسوى

حال مىپردازيم به شهاب الدين محمد بن احمد نسوى ( منسوب به نساى خراسان ) كاتب و زندگينامه نگار جلال الدين خوارزمشاه دلير . خاطرات او از اين امير بدفرجام مانند اثر اخير الذكر بارها در فصل پيش مورد استناد بوده است . متن عربى و ترجمهء فرانسوى آن‌كه به وسيله م . هوداس منتشر شده ( پاريس ، 1891 - 95 م ) در دست است . اين خاطرات در 639 ق ( - 1241 - 42 م ) ده سال پس از مرگ جلال الدين نوشته شده است . مؤلف در اثناى قسمت اعظم مشغلهء پر ماجرايش با وى از نزديك مربوط بوده است و فايده و اهميت اين يادداشتها را هوداس در مقدمهءيى كه بر ترجمهء كتاب افزوده به خوبى معين كرده است . ما در اينجا قسمتى از برجسته‌ترين بندهاى آن را نقل مىكنيم : « در مدت درازى كه سلطان جلال الدين حكومت داشت نسوى جز در چند مورد كوتاه مدت تركش نگفت و اين مواقعى بود كه در پى انجام كارهاى مهمى كه به دو واگذار شده بود ، مىرفت . او در شبى كه فردايش جلال الدين در پنهانگاهش به دست يكى از كردان بيابانى به ضرب دشنه كشته شد در كنار او بود . او نه تنها اكثر حوادثى را كه نقل مىكند به چشم ديده ، بلكه در بسيارى از آنها خود شركت فعال داشته است . تا آنجا كه مىتوان گفت كتابش سيرهء جلال الدين ، حاوى خاطرات و مشاهدات عينى خود اوست . نسوى در سايهء نزديكى به سلطان و روابط دوستانه‌اش با بزرگان دولت توانسته بود چيزهاى فراوانى را ببيند و حقيقت و علل حوادث را كشف كند ، و از آنجا كه ده سال پس از مرگ سرورش كتاب خود را تأليف كرده ، توانسته است بدون ترس و
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 160 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار