تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
همچنين در زنگبار ، سوريه و جاهاى ديگر آنان از نفوذ و اعتبار چشمگيرى برخوردارند ، ولى نيروى تجسم فوق العاده‌يى لازم است تا بتوان رييس كنونى ايشان آقا خان خوش خلق و محترم را با يكى از خداوندان مهيب الموت و « شيخ الجبل » يا پير
Le vieux
حكايت عجيب ماركوپولو پيوند داد . قلع و قمع ملاحده هلاكو را مورد تحسين مسلمانان مؤمن ساخت ، ولى اقدام بعديش چنان بود كه فقط كسانى كه موقعيتشان اجازه نمىداد تا آزادانه سخن گويند ، مىتوانستند بدون ابراز منتهاى وحشت از آن ياد كنند . شش ماه پس از آنكه ركن الدين خورشاه بدبخت به قراقوروم فرستاده شده بود تا با اجل روبرو شود ، هلاكو خان پس از بركندن بيخ و بن ملاحده ، از همدان كه آن را مقر خويش ساخته بود ، پيامى براى خليفه المستعصم باللَّه فرستاد كه خويشتن و بغداد را ، كه پنج قرن مركز اسلام بود ، به مغول تسليم كند . دو ماه بعد ، در شوال 655 ق ( - نوامبر 1257 ) هلاكو پاى به ميدان نهاد . او را گروهى از امراى مسلمان همراهى مىكردند ، از قبيل ابوبكر بن سعد زنگى اتابك شيراز ، كه بيشتر به خاطر حمايتش از نويسنده و شاعر بزرگ سعدى شهرت دارد ، و بدر الدين لولو اتابك موصل ، كه ابن الطقطقى در خلاصة التاريخ فريبنده‌اش بنام كتاب الفخرى از او ياد مىكند ، همچنين منشى او عطا ملك جوينى مؤلف تاريخ جهانگشا ، و نصير الدين طوسى منجم . قبلا ، هنگامى كه هلاكو هنوز در همدان بود ، خليفه ، اشرف الدين عبد اللَّه بن الجوزى را به نزد وى به سفارت فرستاد ، ولى پاسخش به ضرب الاجل مغول ، مطابق معمول ناخوشايند و طفره آميز فرض شد و سپاه اصلى مغول زير فرمان هلاكو از مشرق يك راست عازم بغداد گشت ، در حالى كه سپاه ديگرى به فرماندهى بايجونويان از سوى شمال و راه تكريت در نزديكى موصل ، شهر را دور زد بطوريكه از سوى مغرب راه آن را بست . سپاه نخست بگفتهء ابن الطقطقى « * » بيش از 000 ، 30 مرد بود ، حال آنكه سپاه بعدى بروايت مؤلف طبقات ناصرى « * * » ( كه ، درهرحال او احتمالا مبالغه مىكند ) 000 ، 80 تن
هامش
( * ) كتاب الفخرى ( چ قاهره ، 1317 ق ) ، 300 ( * * ) چاپ ناسوليز ، ص 426