به « اندر بندر » و آبش از ساير آبها شيرين [ تر ] و خوشگوارتر است .
و كل ساكنين بندر مباركه مزبوره هنگام نزول رحمت الهى آب باران را به جهت شرب خود گرفته و در خمهاى بزرگ كه از بحرين مىآورند ضبط و هنگام ضرورت صرف مىنمايند . و اگر آب باران در آنجا يافت نمىشد ، چاى خوردن ممكن نبود زيرا كه از آبهاى چاه چاى خوب نمىشود . و در موسم تابستان كل اهالى آنجا به جهت تسكين حرارت آب هندوانه بسيار مىخورند و به اين سبب زراعت هندوانه در آنجا بسيار است . و در حوالى بندر مباركه مزبوره مطلقا اشجار مثمره و غير مثمره به هم نمىرسد سواى يك بستان كه مسمى به باغ شكرى است و بستان مزبور متصل به مشيله ابو شهر است . و جاى لنگرگاه به فاصله نيم فرسنگ از ابوشهر ميان جزيره « شيف » و بوشهر است . و در آنجا در وسط آب دريا رمل بسيار است كه هنگام امتداد در زير آب پنهان و هنگام جزر بطور جزيره نمايان است ، و كشتىهاى بزرگ از آنجا يعنى از آن طرف رملها بيشتر نمىتوانند بيايند .
و محله سمت شمال شهر كه نزديك به خور است از ساير محلات سطح زمينش مرتفع و آباديش بيشتر است و به همين جهت مرغوب و مطلوب بزرگان كه اغلب و اكثر ايشان در آنجا ساكن و محل سكناى طايفه ارامنه نيز در آنجاست و ساكنين قديمى آنجا اعراب و طايفه « شنبدى » هستند . و ساير سكنه بندر ابو شهر چهار طايفهاند كه هريك از آن طوايف را از خود كدخدا و مهترى است . و طايفه - هاى مزبوره كازرونى و دريسى و بهبهانى و دهدشتى هستند . شيرازى و شوشترى را كدخدا و مهترى از خود نيست . زيرا كه اندكند . و تمامت
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: سيد على آل داوود
ص٧٢