عديده كرده و بطور اشتباه فرمان قضا جريان صادر و مشعر بر اينكه معبر ايشان برا بحرا جدا باشد ، مرحوم شيخ عبد الرسول خان دريابگى مانع شد و نگذاشت و مراتب معايب آن فقره را به عرض اولياى دولت بهيه و امناى شوكت سنيه رسانيده موقوف داشت .
الحاصل مادامى كه شيخ مبرور مذكور حيات داشت معبر آنها برا بحرا معبر عام بود و هر قدر تفكر و تدبر كردند مفيد نيفتاد . بعد از فوت شيخ معلوم اين گونه قرارهاى خلاف را قرار دادند و به همان حالت باقى ماند . و آنچه به تحقيق پيوست در زمان سلف ريشهر بسيار آباد بوده و مستحكم قلعه بزرگى داشته . همانا كه اطرافش قبرستان بسيار و خرابه بىشمار است و ظاهر مىشود كه شهر بسيار بزرگى بوده و نهايت آبادى را داشته است . و آبادى بندر ابو شهر بعد از خرابى ريشهر است و فاصله ريشهر از بوشهر مساوى دو فرسنگ از سمت ميان جنوب و مشرق است . و خور بندر مباركه ابو شهر بهتر از خور بندر ريشهر است زيرا كه ريشهر را خورى نيست و راهش از سمت دريا باز است . و اگر اتفاقى افتد و دشمنان و مخالفين از راه دريا آيند مىتوانند كه نزديك آمده بغله و كشتىهاى ريشهرى را بگيرند ، و اين فقره در ابو شهر هرگز اتفاق نخواهد شد و صورت امكان نخواهد بست .
و جمعيت بندر مباركه ابو شهر زياده از يك هزار خانوار نيست و يك ثلث شهر به كلى خراب و مطلقا آبادى ندارد . و آب شيرين در شهر بندر ناياب است و در خارج شهر به قدر يك ربع فرسنگ چاههاى آب است كه سكنه آنجا به جهت شرب خود از چاههاى مزبوره آب مىآورند . و آن آبها به حيثيت مزه و خوشگوارى متفاوتند و آنچه بهدقت ملاحظه شده بهترين آبهاى آنجا اندك رگ تلخى دارد و به فاصله يك فرسنگ از شهر چاههاى ديگر هست كه موسوم
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: سيد على آل داوود
ص٧١