تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
و پشت نخيلات مزبور زمينش مرتفع و به مثابه تپه است ، و هنگام رسيدن به حوالى نخلستان آن كوير و سراب از چشم مىافتد . و اصل شهر بندر ابو شهر مثلث واقع شده و يك گوشه از اين مثلث ميان شمال و مغرب است و اين سه گوشه متصل است به آب دريا و اين شهر را حصارى نيست سواى ديوار بىمصرف بىقوتى كه با بروج سمت خشكى ساخته‌اند . و آمدن كشتى و جهازات در خود بندر ابو شهر بسيار مشكل است ، زيرا كه خورش بلند و پست است كه هنگام جزر آب آن بلندىها بطور جزيره نمايان و در وقت مد آب زير آب رفته پنهان است و جهازات بزرگ ممكن نيست كه بتوانند نزديك آيند و در نيم - فرسنگى لنگر مىنمايند . و سمت جنوب شهر را حضرات انگريز خانه ساخته كه به مثابه سنگر است و اطرافش جاى مزغل تفنگ و به هيچ وجه شباهت به خانه نشيمن ندارد . و يك قراول خانه در سطح بام آنجا ساخته‌اند كه هنگام نزول رحمت ايزدى قراولان تر نشوند و دروازه عليحده سمت جنوب شهر به جهت تردد تماشاى خود ساخته و كليد آن دروازه هميشه به دست خودشان بوده است . و معبر سمت درياى ايشان هم جدا بوده كه از جوار خانه خودشان داخل دريا مىشده و عود به مكان خود مىنموده‌اند . و چنانچه وقتى مىخواستند كه جمعيتى از طرف دريا داخل بندر ابو شهر نمايند كه كسى مطلع نشود مىتوانستند كه شب هنگام بيست نفر بيست نفر بياورند و در آنجا پنهان كنند و به قدر يك فوج كه شد شهر را به سهولت تسخير نمايند . و حكايت توقف حضرات در بوشهر بسيار خبط بود و عاقبت نداشت . چنانچه در حين حيات خاقان مغفور مبرور مسرور جنت مكان عليين آشيان طاب اللّه ثراه و جعل الجنة مثواه چندين دفعه خيالات