تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
محال احمدى و مسافت اين راه شش فرسنگ تمام است ، و راهش بسيار هموار و مسطح و در آن دشت آب ناياب است . و اهالى آنجا به جهت گذران و شرب خود آب از چاه مىكشند . و چون اين دشت را آبى نيست چه بسيار نيك و بجاست كه چاه فرنگى به مثابه چاه - هائى كه در طهران حسب الامر همايون امتحان شد و ناتمام باقى ماند حفر شود خودبه‌خود آبش بالا آيد . و جمعيت احمدى مساوى پنجاه خانوارند .

وقايع يوم بيست و پنجم شهر مزبور لغايت بيست و سيم شهر محرم الحرام [ بندر ابو شهر ]

از اقبال بىزوال خاقان كشورستان و ظل حضرت سبحان روحنا فداه از احمدى حركت و روانه محال بندر مباركه كه ابو شهر و مسافت اين راه مساوى شش فرسنگ است . و تمامت راهش روى به نشيب و وادى غير ذى ذرع است . و چهار فرسنگ آن راه را بايد ميان جنوب و مغرب رفت و دو فرسنگ ديگر را بايد سمت شمال رفت و كل اين دشت كوير است و سراب به نظر مىآيد و مضمون « 1 » سراپا مشحون
« كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً »
« 2 » درين سراى به ظهور مىرسد ، و عابرين را از دور گمان آن است كه بندر ابو شهر در وسط آب واقع شده است . و در عرض اين راه نخيلات بسيار است و نخلستان مزبور مطول و به قدر دو سه فرسنگ كشيده شده است . از شمال به جنوب
هامش
( 1 ) . در نسخهء مجلس : كه به مضمون . ( 2 ) . آيهء 39 ، سورهء نور .