است . و به فاصله يك فرسنگ از دالكى دو چشمه آب معدن نفت سياه است كه قطرهقطره از دامنه كوه بيرون مىآيد و در گودالى جمع مىشود و قبل از رسيدن به برازجان راهش اندكى ماهور است . و جمعيت آنجا مساوى هشتصد خانوار است و در وسط قصبه برازجان قلعه وسيعى است كه مساوى دويست خانوار در آنجا ساكنند و يك طرف قلعه مزبور ارك است . و درون ارك خانه محمد حسن خان ضابط آنجاست و تمامى خانههاى رعاياى آنجا بطور شيروانى و به اصطلاح روستايان عريش و كومه زدهاند ، به اينطور كه از سه چوب نخل ساختهاند كه دو چوب را بازداشته و ديگرى را بر روى آن دو گذاشته و اطرافش را پوش و برگ درخت خرما پوشانيدهاند ، و مطلقا آفتاب و باران آنها را اذيت نمىنمايد و بسيار اندك خانهها مىشود كه از سنگ و گچ ساخته باشند .
و قصبهء مزبوره بدون حصار و خندق است و كل خانههايش بدون نظام ساخته شده است و عوض ديوار كوچهها خارشتر گذاردهاند . و كوچههاى مزبوره بسيار مضيق است و بعضى از كوچهها را به حدى تنگ ساختهاند كه عابرين بايد بطور احتياط تردد نمايند كه آن خارها رخوت را پاره نمايد . و چنانچه اهل آن بلوك را هر هنگام با يكديگر مبنى بر سوء سلوك باشند به ذره از آتش بنياد هستى يكديگر را به باد فنا خواهند داد .
وقايع يوم بيست و چهارم شهر مزبور [ محال احمدى ]
از صولت دولت قوى شوكت از برازجان حركت و روانه