بيرون آمدن از اين دره داخل صحراى وسيعى بايد شد كه كل آن دشت سبزهزار و چمن و آباد و منظم و منسق است . و رودخانهء شاپور از وسط اين صحرا مىگذرد ، و در فصل زمستان مرتع دواب و اغنام ايلات « فارسى مدان » است .
و اين دشت از محال خشت است و اشجارش كلا نخيلات است و جميع نخيلات مزبور مجتمع هستند و عابرين را گمان آن است كه شايد جنگل باشد و درين فصل كه موسم زمستان است پرستو در آنجا بسيار و شب ديجور ظلمانى را با اين پرندهها صبح نورانى نموديم .
وقايع يوم بيست و دوم [ دالكى و اطراف آن ]
از اقبال بىزوال خاقان گيتىستان و شهريار جهان روحنا فداه از كاروانسراى كنارتخته حركت و روانه محال « دالكى » و مسافت اين راه چهار فرسنگ تمام است . و از اصل كاروانسراى مزبور الى يك فرسنگ راهش هموار و مسطح است . بعد از آن داخل دره مسمى به « گذارملو » بايد شد و اين راه بسيار سنگلاخ و مشكل است و بردن توپخانه از آنجا به هيچ وجه امكان ندارد و راهش مارپيچ و دره مزبور بسيار مضيق و همهجا سراشيب است . و رودخانه جره از خارج اين دره از پاى كوهى بلند بطور مارپيچ از دره تنگى از سمت مشرق مىآيد و داخل دره تنگى شده به سمت مغرب مىرود . و تمامى جنبين رودخانه مذكوره كوه است و مطلقا گياهى نمىرويد . و اين رودخانه را عبورگاهى نبوده سواى دو پل كه يكى چهارده دهنه طاق داشته و حال هفت دهنه آن خراب شده و ديگرى هفت دهنه داشته