مأمن قراولان است .
و اطراف بندر مزبور خرابههاى بسيار و قبرستان بىشمار است به حدى كه از لب دريا الى دامنه كوه و يك فرسنگ از كناره دريا كلا خرابه است . و تمامى آن خرابهها را از آهك و گچ و آجر ساخته بودهاند . و چند مسجد و بتكده « 1 » بر قله كوهها از دور نمايان است ، اگرچه به كلى خراب شدهاند ليكن بعضى جاىهاست كه به خط كوفى به ديوار نوشتهاند ، خاصه سر قبرستان آنها كه جميعا خط كوفى نوشته شده . و تمامت سنگهاى مزارها بزرگ و صندوقى و مخروطه است و اطراف آنها را نيز به خط كوفى نوشتهاند . و بر قله همين كوهها كه قبرستان بسيار است آبانبار چند از سنگ كوه تراشيده بودند كه بسيار خوب و نيكوست . و از اين آثارها مشخص مىشود كه در ايام سلف شهر بسيار بزرگآباد معمورى بوده ، ليكن در هيچجا استماع نشده كه در اينجا شهرى بوده يا اسمى داشته باشد .
وقايع دوازدهم لغايت سيزدهم [ بندر عسلويه ]
بعد از حركت از طاهرى روانه بندر عسلويه و يك روز در آنجا متوقف ، و حدت هواى اين بندر را به هيچ زبان نمىتوان در معرض عرض آورد . و مسافت اين راه مساوى پنج فرسنگ و اراضيش مانند اراضى بندر كنگان و طاهرى است . و هنگام عبور از كناره دريا به فاصله دو فرسنگ به بندر عسلويه مانده درون آب دريا به قدر چهار صد پانصد نفر اناثا و ذكورا جمعيت مشاهده شد كه كل آنها عور و برهنه
هامش
( 1 ) . در متن به همين صورت است ، ليكن احتمالا « تكيه » بايد باشد .