تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
تفنگچى بىشمار به تعاقب او رفته و در حوالى قلعه ليلك تلاقى فريقين اتفاق افتاده با يكديگر مجادله نمودند . چون تفنگچيان ريشهرى از بدايت خاك گريخته و رفتند ، و رضا قلى خان نام كه سركرده سواره شيخ مزبور بود نيز به سمت لطفعلى خان آمد و شكست فاحش به جهت شيخ مذكور روى داد . و آنچه به تحقيق پيوست سكنه و متوطنين و قاطبه ساكنين ساير بلوكات آن نواحى از عاليجاه باقر خان مخوف مىباشند . زيرا كه خود مردى است جنگى و كارآمد . و تمامى اهالى تنگستان نيز شجاع و جنگى با وجودى كه زياده از هشتصد تفنگچى نمىتواند فراهم بياورد . و جمعيت تنگستان نسبت به ساير بلوكات گرمسير بسيار اندك است . و وسعت اين بلوك نيز از ساير بلوكات كمتر است و به‌قدر بيست و شش پارچه ده بيش ندارد و هنگام نزول رحمت الهى عبور از اين [ راه ] بسيار مشكل بلكه محال است . و آن اراضى چنان گل مىشود كه مال‌ها در گل فرو مىروند و آن هنگام بايد از راه سمت شمال رفت و راه شمالى بعدش زياده از اين راه است . و اراضى اين بلوك نسبت به سطح ساير بنادر نشيبش بيشتر و به حدى است كه با آب دريا چندان تفاوتى ندارد بلكه ترازو است و هنگام امتداد دريا اكثر اراضى آن حدود را آب فرو مىگيرد . و هوايش به غايت گرم است كه مدلول
« إِنَّها لَظى نَزَّاعَةً لِلشَّوى »
« 1 » مؤيد است و از تسميه تنگناى آن عرضه پى به مسمى برده مىشود . يعنى از اسم اين بلوك مىتوان فهميد كه چگونه تنگ [ است ] كه مسمى به تنگستان شده است .
هامش
( 1 ) . آيهء 16 ، سورهء معارج .