تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
بشكفاند . در قوايم اربعش چهار ماه است ، اما چهارماهه راه به يك ماه برود ، بلكه يك ساله مسافت به قدر يك « 1 » آه . چتر همايونش بر سر خود آسمانى است كه خورشيد در سايهء اوست . [ تخت منيعش ] « 2 » ايوانى است كه طبقات سموات رفعت سمات نردبان نه پايهء اوست . رفعت قصر « 3 » رفيعش به درجه‌اى كه وهم دورانديش قياس اساس آن به مقياس تفكّر نتواند نمود « 4 » . وسعت عرض‌گاه منيعش به مرتبه‌اى كه عقل حقيقت‌بين پيشگاه آن [ را ] به ذراع توهّم نتواند پيمود . بيت
پاسبانش ز انبساط نسبت همسايگى * كسوت خود را شبى گر خلعت « 5 » گردون كند از نشاط آنكه اين تشريف خدمتگار اوست * در زمان درّاعهء نيلى ز سر « 6 » بيرون كند
آفتاب ، چون ماه اقتباس نور اگر از عكس جمالش نمايد كيوان از نحوست احتراق « 7 » به ظلال سعادت و اقبال او استظلال جويد . مشترى اكتساب سعادت از شرف جاه و جلال او كند . بهرام كينه‌گزارى از خشم « 8 » جهانسوزش استفاده نمايد . ناهيد غمگسارى از مشرب لطف « 9 » اندوزش استفاده نمايد . عطارد رموز مصلحت‌انديشى از راى با نظامش آموزد . ماه چهرهء خود را از عكس اشعهء « 10 » رخش برافروزد . « 11 »
هامش
( 1 ) . ط : ندارد ( 2 ) . از ط آورده شد ( 3 ) . ط : ندارد ( 4 ) . الف : پيمود ( 5 ) . الف : خلقت ( 6 ) . ط : شن ( 7 ) . از ط آورده شد ( 8 ) . الف : چشم ( 9 ) . ب : لطف مشرب ( 10 ) . ط : انوار ( 11 ) . ط : برفروزد
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 87 | ايرج افشار