سرير در بلدهء طهران لنگرافكن گرديده رحل اقامت انداختند و به مصلحت دبير دانش به كار دفع مخالفين تيره روزگار پرداختند .
در چنين وقتى و چنين هنگامهاى كه دشمنان بيرونى كمر به كين بسته بلدهء مشهد را محاصره نموده بودند ذات بابركات پادشاه را آفت عين الكمال رسيده دشمنان خانگى نيز علم مخالفت برافراختند . مؤيد اين مقال آنكه در آن اوان كه بلدهء طهران مخيم خيام پادشاه بود روز يكشنبه بيست و دوم شهر شوال سنهء 997 نهصد و نود و هفت عارضهء شديد بر بدن مبارك مستولى گشته حكيم على كاشانى مشهور به حكيم كوچك طارى شدن آن مرض صعب را به خورانيدن سم تأويل نموده به معالجه مشغول شد و فرمود تا خيمه از نمد ترتيب دادند و در بيرون [ 44 ب ] آن خيمه ديگهاى بزرگ بر بار گذاشته آب را بغايت گرم نمودند و درميان آن خيمه حوض تعبيه فرموده از سقف سوراخ در محاذى آن حوض قرار داد كه از آنجا متصل آب گرم بر آن حوض به مدارا مىريختند و نواب شاه در كنار حوض مذكور آنقدر آرام مىگرفتند تا از قرار واقع عرق مىكردند .
در عين اشتداد اينچنين مرضى عبد المؤمن خان به همراهى چهل هزار نفر از سپاه رزمخواه اوزبك بلدهء مباركهء مشهد رضويه را محاصره نمود و يكى از بهادران اوزبك را كه به صفت كاردانى و چربزبانى از ساير آن جماعت امتياز داشت به خدمت امت خان فرستاده پيغام داد كه مصلحت شما در آن است كه قبل از آنكه منكوب و منهوب سپاه رزمخواه اوزبك شويد شهر را گذاشته به جانب عراق رويد كه اگر چنين نشود بهادران اوزبك دقيقهاى از دقايق از خرابى فروگذاشت نخواهند نمود . امت خان در جواب گفت كه بنده مأمور حضرت پادشاهم . به اين تمهيد و بدين تهديد امانت صاحب خود را به دشمنش نمىسپارم .
عبد المؤمن خان در خشم شده سپاه اوزبك را در عرض چند روز چند نوبت كرة بعد اولى به يورش مأمور ساخته و جمع كثيرى از سپاه نكبت همراه خود را به قتل داده كارى نساخت و به كار صبر پرداخت ، تا آنكه مدت محاصره به شش ماه كشيد . در عرض آن مدت نوبت ديگر در باب صلح كس نزد امت خان فرستاد جواب اول شنيد . بعد هذا حسب الصلاح جناب مير سيد على متولى استرابادى عريضه خدمت پادشاه نوشته اظهار ادعاى خان تركستان را در باب مصالحه عرضه داشت نموده و مصحوب قاصدى به رسم استعجال فرستاد . در آنوقت آتش
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: ايرج افشار
ص٧٥