به مسامع قرب يافتگان جاهوجلال رسيد و فرمان در جواب صادر گرديد كه عنقريب رايات نصرت آيات به معاونت آن مخلصان مىرسد ، بايد كه در آداب قواعد قلعهدارى جهد فوق حدّ الكلام بهجاى آورند .
مجملا آنكه در همان روز قاصد مذكور به رسم استعجال از اردوى معلى مراجعت نمود در يوم معهود وارد قلعهء مباركهء مشهد مقدس شد . چون ابراهيم بيك به مضمون فرمان اطلاع حاصل نمود آن يگانه مرد فرزانه قتل برادر را منظور نداشته جهت اعلام دوست و دشمن فرمود تا نقارهء شاديانه به نوازش درآوردند . عبد الله خان از اصغاء توجه رايات ظفرآيات انديشمند شده فرمود كه طايفهء اوزبك دست نهب و غارت از آستين تظلم برآورده بود و نابود كشت مزرع آمال متوطنين مشهد را آتش بيداد كشيدند . چنانكه كل غلات و ساير محصولات را سوخته معدوم مطلق گردانيدند و بعد از چند روز طبل مراجعه كوفته [ 43 الف ] با عالم عالم حرمان از راه سرخس و زورآباد روانهء ديار تركستان شد .
و هم درين وقت رايات نصرت آيات از چمن بسطام به صوب خطهء طوس نهضت گرفت . در بين راه به تاريخ شهر شوال سنهء نهصد و نود و شش به ميامن الطاف ملك متعال شاهزادهء عديم المثال صفى ميرزا از كتم عدم قدم به عالم وجود نهاد . اهل بلدهء طيّبهء مباركهء مشهد از تشويق ورود مسعود و خبر ولود آن شاهزادهء كشور جود دكاكين آن شهر را به زينتهاى موزون و زيورهاى گوناگون آيين شايسته بسته بر بساط نشاط بنشستند و بر وفق مدعا و برحسب دلخواه از كيد و تعدى لشكر سلم و تور همّوغم برستند .
پادشاه دينپناه بعد از شرايط طوف كعبهء مقصود از قناديل طلا و نقره پردههاى زرنگار زركار و فرش الوان روضهء عرش درجهء رضويه را زينت و زيب فوق حدّ الكلام دادند و حفاظ كلام و خدّام امام و سادات رفيع الدرجات را از نقد و جنس عنايت فرمودند . مجملا آنكه تا مدت سه ماه در خدمت آن حضرت اوقات صرف فرمودند .
وقايع و سوانح كه در آن ايام به ظهور رسيد از آن جمله است كه حسب التجويز وزير اعظم اكثر امراى خراسان به گمان اينكه نواب و الا از مشهد مقدس به صوب عراق عنان عزيمت ابرش مقصد را انعطاف خواهند داد به محال تيول خود معاودت نمودند .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: ايرج افشار
ص٧٢