و هم در آنوقت حسب الامر الاعلى مقرر شد كه يعقوب خان بيگلربيگى فارس از راه ولايت يزد عازم دار العلم شيراز شود و جمعى از متمردان [ را ] كه درين سفر خود را به ركاب ظفر انتساب نرسانيدهاند تنبيه سازد ، خصوصا بكتاش خان افشار را كه از راه دامادى ميرميران باد غرور و پندار به كاخ دماغ خود راه داده بىباكانه سلوك مىنمود . يعقوب خان به جهت تمشيت خدمت مزبور عازم صوب مقصد شد .
و در همين وقت حكومت ولايت مشهد به عهدهء اهتمام امت بيك مقرر گرديد كه ابراهيم بيك برادر مرشد قلى خان كه در آن زمان به رتبهء ايالت آن ديار فيض آثار سرافرازى داشت در ركاب شاهى باشد . بعد از تمهيد اين مقدمات پيشخانهء شاهى بهسمت دار السلطنهء هرى نهضت گرفته ، چون موضع بند فريمان محل وصول اردو گرديد كميّت سپاه را نواب شاهى از ميرزا محمد تبريزى كه وزارت اعظم به دو مفوص بود تفحص فرمود [ 43 ب ] . ايشان معروض داشتند كه مرا گمان آن بود كه چون ممالك چندان انتظامى ندارد و خاقان زمان درين زمستان عازم بلاد عراق مىشود بناء على هذا اكثرى از امراء خراسان را مرخص نمودم كه به اوطان خود رفتند . از اين اداء وزير ، غضب بر ضمير آفتاب تنوير مستولى شده ليكن از لا و نعم حرف نزده عنان عزيمت را به صوب بلاد عراق انعطاف دادند . . . « 1 »
درين سال همايون فال كه سنهء 997 نهصد و نود و هفت هجرى بود خسرو بىهمال به جهت تقصيرات كه در امور مملكتدارى از ميرزا محمد به ظهور رسيده بود حكم بر قتلش فرموده منصب وزارت اعظم به ميرزا لطف الله شيرازى مرجوع گرديد و رايات نصرت آيات به صوب رستمدار در حركت آمد . ملك سلطان محمد حاكم آن ديار اعتماد بر متانت حصار نموده قلعهء لواسان را به وجود مردان كار محكم ساخت . مشار اليه بيست و دو قلعه از قلاع ملك مازندران در تصرف داشت .
حسب الامر فرهاد خان قرامانلو مأمور به محاصره و گرفتن قلعه شد . آقا ضياء الدين وكيل ملك سلطان محمد در اوقات محاصره شبى خود را از برج حصار به زير انداخته به خدمت فرهاد خان آمد .
بعد از اين مقدمه فتورى به حال ملك مزبور راه يافته جمعى از مردم معتبر او از قلعه به نزد خان مشار اليه [ رفته ] حسب الاستدعاء مشار اليه التماس نمودند كه
هامش
( 1 ) . يك سطر براى عنواننويسى سفيد مانده است .