تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
شما پيدا كرده و آنى نگذاشتند مالهاى شما گرسنه بماند . بعد گفتم كه چون اين بنده از جانب مأمور مخصوص محض احوالپرسى شما آمده و مأموريت ديگرى در اين فقرات ندارم ، لهذا تكليف بنده نيست كه اين‌گونه سؤال و جواب را در اين موارد با شما بكنم و مأمور مخصوص نمىتوانند به خاطر آورد كه دقيقه‌اى از همراهى شما غفلت كرده باشند . انشاء الله تعالى با خودشان ملاقات و گفتگو خواهيد كرد . گفت چون صحبت شد تقرير داشتم و الّا خيال شكايتى از مأمور ايران نزد احدى تا طهران ندارم . حتى به نوّاب و الا نيز اظهارى نخواهم كرد . ليكن به شما مىگويم اگر مأمور مخصوص به ملاقات من بيايند در كمال اتحاد و يك‌جهتى در قبول ايشان در تقديم رسوم ميزبانى و لوازم پذيرائى مضايقه نخواهم كرد . اما از بازديد معذورم فرمايند تا به طهران نرسيده و عرايض خود را به دربار گردون‌مدار عرض نكنم ، وقتا من الاوقات [ به ديدن ] مأمور ايران نخواهم آمد . اگر بعد از عرض عرايض خود لازم شد كه مأمور ايران را بازديد نمايم دريغ نخواهد شد . بعد مير معصوم خان گفت اگر در سيستان بعضى چيزها موافق ميل شما نشده باشد مىشود كه از رفتار و وضع سلوك حكّام و رعاياى وحشى خصلت آنجا شده باشد گفت من آدمى در سيستان نديدم . فدوى گفتم چه‌طور آدمى نديديد كه همه‌جا مأمور مخصوص شما را پيش انداخته ده به ده سيستان را گردش و رؤيت و تحقيقات لازم مىكرديد . ديگر چيزى نگفت . فدوى مراجعت به منزل نمود . مير معصوم خان به احوالپرسى ميجر جنرال پالك و مأمور افغان رفتند . روز 18 [ صفر ] - وقت صبح مأمور مخصوص اخبار نمودند كه به منزل مأمور انگليس بروند . مأمور مزبور اعتذار كرده بودند كه امروز به حضور نواب مستطاب و الا شاهزاده اعظم حسام السلطنه شرفيابى حاصل خواهد كرد . در اين بين دستخطى از نواب معظم له شرف صدور يافت به اين مضمون مأمور انگليس ديروز به مستقبلين گفته بود كه اگر باران مانع نبود مىخواسته است به ديدن ما بيايد . اگر امروز هر وقت مىخواهند اينجا بيايند شما استعلام و وقت آن را معين و به من اظهار بكنيد و خود شما همراه باشيد و در ضمن دستخط مزبور اعلام فرموده بودند كه از قرار تقرير مستقبلين و مير معصوم خان مأمور انگليس حرفهاى شكوه‌آميز از شما مىگفته است . مأمور مخصوص نيز مضمون دستخط را در باب ملاقات از