تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
به اسحق‌آباد [ 132 ] و ديگرى معروف به حسين‌آباد [ 133 ] است . و قلاع بسيار و قنوات فراوان است . خود قريه مشهور مشتمل است بر يك باب كاروانسرا و ده خانوار سكنه توى قلعه هستند . روز 26 [ محرم الحرام ] - از فخر داود روانه و به قريهء شريف‌آباد [ 134 ] وارد شديم . يك باب رباط و يك چاپارخانه در اينجا بنا شده و دوازده خانوار رعيّت در قلعه ساكن‌اند . روز 27 [ محرم الحرام ] - از شريف آباد حركت و نزديك ظهر وارد مشهد مقدّس شديم . در ورود اينجا نوّاب مستطاب شاهزاده حسام السلطنه دام اقباله العالى عليقلى خان سرهنگ فوج قهرمانيّه و شكر الله خان تفنگدارباشى خودشان را به استقبال مأمور مخصوص فرستادند . بعد از ورود شهر مأمور مشار اليه در حالت و هيئت سفر به حضور نواب معظم اليه شرفيابى حاصل كرده و به عمارت سپهسالار مرحوم كه براى منزل تخليه شده بود مراجعت نمودند . به فاصلهء قليله‌اى دو مجموعه شيرينى از جانب نوّاب و الا آوردند . روز 28 [ محرم الحرام ] - مأمور مخصوص به حضور نواب مستطاب و الا مشرّف شده از فقرهء سيستان گفتگو شد . اشخاصى كه فرداى ورود به ديدن تشريف آوردند به تفصيل ذيل است در اينجا : نوّاب نيّر الدّوله ، شجاع الدّوله ، جنرال آجودان ، عزيز الله خان سرتيپ ، عليقلى خان سرهنگ ، شكر الله خان تفنگدارباشى ، عبد الله خان سرهنگ قورخانهء مباركه . محض انتظار ورود مأمورين انگليس و افغان تا 14 صفر المظفر توقف گرديد . و همه روزه از جانب سنى الجوانب نوّاب اشرف امجد و الا دام اقباله العالى مراحم تازه و الطاف بىاندازه مبذول مىافتاد . و امروز از مأمور انگليس عريضه [ اى ] به حضور نوّاب و الا و مراسله‌اى به عنوان مأمور مخصوص رسيد . در ضمن آن ورود خود را به تربت حيدريه اخبار و در خصوص ورود خود به مشهد مقدّس و تهيّهء تشريفات ورودش اظهار داشته بود كه حاجى محمود وكيل دولت بهيّهء انگليس مقيم مشهد عرض خواهد كرد . مومى اليه هم قرار تشريفات را به عرض نوّاب اشرف و الا رسانده بود . نوّاب معظم له به مأمور مخصوص فرمايشات و به صلاحديد ايشان علاوه بر آنكه پيشتر از جانب كارگزاران و الا به مباشرين عرض راه از مشهد الى قاينات سفارش لازم شده بود مجددا عاليجاه آزاد خان را كه در سيستان بود به سمت مهماندارى مأمور و تأكيدات لازمه
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 650 | ايرج افشار