تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
برجى هم در محاذى قلعه ساخته شده كه از سربازهاى مزبور در آنجا هم هستند و مستحفظى بند مزبور را مىكنند . و قلعه و برج هردو از ابنيهء امير قاين است . مأمورين از روى آب با لتكا عبور و به لب بند براى مشاهده و رؤيت رفتند . دهات و قلاعى كه امروز در سر راه و اطراف ملاحظه شد ، به تفصيل ذيل است : ( شهرستانك [ 63 ] دوازده خانوار و شريف آباد [ 64 ] پنجاه خانوار دارد و ده خواجه احمد [ 65 ] خرابه است ، قلعهء كوهك ، برج لب‌بند [ 66 ] . در اين منزل مأمور انگليس مراسله‌اى به مأمور مخصوص مرقوم و از آمدن مأمور افغان از راه رودبار اخبار و خواهش تهيّهء تشريفات براى ورود او كرده بود و از صحبتهاى شفاهى يكى اين شد كه مأمور انگليس از مهندس دولت عليّه احوال پرسيدند مأمور مخصوص گفتند كه به واسطهء نقاهت مزاج كه طبيب خود شما اطلاع داده نتوانسته بيايد . و همان ايّام مهندس را جزئى كمردردى عارض شده بود و به طبيب انگليس رجوع مىكرد ، بالجمله مأمور انگليس اين فقره را هم ضميمهء شكايات سابقهء خود نموده و قهرا گفت كه شما به موجب قرارداد اخيرهء منعقده ما بين وزارت امور خارجه و سفارت انگليس و گفتگوى شفاهى خود كه مىبايست اماكن لازمه را معا گردش و رؤيت و مهندسين متفقا نقشه بردارند موافقت نكرده مهندس را از راه ديگر به كشيدن نقشه فرستاديد . و هم در اين‌روز مأمور انگليس به توسط نايب خود پيغام داده بود كه من تا كوهك را متصرفى بالفعل دولت عليّه مىدانم و از سربند به بالا را محض كشيدن نقشه مىروم . روز 9 [ ذى الحجّه ] - على الطلوع به اتفاق از كوهك سوار و به قلعهء موسومه به دك‌ّدهلى [ 67 ] كه تخمينا مسافت ده فرسخ راه است آمديم . قلعهء مذكوره در لب بند گشتاسبى [ 68 ] بنا شده . اما حالا به كلى باير و خالى از سكنه است . مأمورين در چادر جا گرفتند . تا اينجا ده و قلعه در عرض راه مشاهده نشد . روز 10 [ ذى الحجّه ] - در اين منزل حركت و به قلعهء بندر [ 69 ] كه فاصلهء سه فرسخ دارد آمديم . قلعهء مزبوره با نصفى از رودبار سپرده به سردار كمال خان بلوچ است . در ورود اينجا سردار مزبور پسر خودش سرافراز خان را به استقبال فرستاده بود . مأمور انگليس جلوتر از مأمور مخصوص بود از رعيّتى آنها احوال پرسيده بود گفته بود كه ما خانه‌زاد « 1 » دولت عليّه و رعيّت پادشاه ايران هستيم . قلعهء بندر خيلى
هامش
( 1 ) . در اصل : خانزاد .