آمده و تقرير نمود كه من خود مأمور عليحده هستم و صلاح دولت را در اين نمىدانم كه به اتفاق مأمورين از دشتك براى كشيدن نقشه بروم . شما سوارى همراه من بكنيد از راه جهانآباد رفته شروع به نقشه نمايم . اگر مىخواهيد مراجعت دهم و الآن دو منزل رفته . مأمور مخصوص برحسب نوشتهء امير كه الآن موجود است مراجعت مهندس را صلاح ندانستند . زيرا كه ابدا مهندس به مأمورين نمىتوانست برسد و اين فقره را صراحتا نمىشد به مأمور انگليس اظهار و او را چند روزى معطّل كرد و مقصود اصلى كه موافقت مهندس بود به اين واسطه فوت مىگشت .
و هم امروز مأمور انگليس يك دستگاه ساعت طلا با يك دستمال ابريشم براى حيدر خان و يك انفيهدان مطلّا به جهت حسن خان كه تا اين منزل همراه آمده بود فرستاد .
و امروز بعد از ظهر مأمورين سوار و در يك فرسخى قلعهء نو به قريهء موسومه به كمّك [ 61 ] كه در كنار آب واقع است تشريف برده و با « توتين » از آب عبور نمودند .
در حين دخول قلعه رعايا اجماع و با كمال افتضاح مأمورين انگليس را ممانعت مىكردند . بعد از تمهيدات و تهديدات زياد آزاد خان ياور آنها را استمالت و مأمورين داخل و بعد از كشيدن نقشه و تحصيل اطلاعات مراجعت كردند . قلعهء كمّك خيلى مستحكم و به تقريب صد خانوار دارد . در معاودت از قلعه مأمورين به اتفاق سوار لتكا شده عبور كردند و ميجر لوت مهندس با اين غلام نگارندهء كتابچه سوار « توتين » شديم . يكى از رعاياى قلعه كه توتين را راه مىبرد به وسط آب كه رسيد نمىدانم به چه ملاحظه يكطرف توتين را كج كرده و اين بنده را غلطانده ميان آب انداخت . از توجه خداوندى همينقدر شد كه دست خود را از توتين رها نكرده و محكم گرفتم و مهندس انگليس در طرف بالا واقع بود صدمه [ اى ] به او نرسيد . و اين غلام به قدر دو سه دقيقه در وسط آب از توتين آويزان ماندم ، و مردم فرياد كردند تا اين غلام را از آب بيرون آورده و به ساحل برسانيد .
روز 8 [ ذى الحجّه ] - على الطلوع از قلعهء نو حركت و به قلعهء كوهك [ 62 ] كه مسافت چهار فرسخ است وارد شديم . قلعهء مزبوره در لب بند ساخته شده و همه ساله از طغيان آب رود هيرمند خراب مىشود . بعد از خرابى آنجا جمع كثيرى چوب جمع مىكنند و پيرمردى است در عرض يك هفته چوبها را بههم بافته و جلو آب را مىگيرد . سكنهء قلعه منحصر است به يك دسته سرباز كه ساخلوند . و يك
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 632
مساهمون: ايرج افشار
ص٦٣٢