منزل مأمور مخصوص به مراتب بهتر و شايستهتر و در همهء سيستان منحصر بود .
مأمور دولت عليّه در ساعت ورود به توسط مير آخور خود ايشان پيغام دادند كه اگر اين منزل من مناسبتر از منزل جنرال به نظرشان مىآيد همين ساعت تخليه مىكنم و در مراسلهء رسمى هم همين را نوشته و علاوه اشعارى به اين معنى كردند كه كسان خودشان همهجا را ببينند اگر مكانى شايستهتر از منزل حالايى پيدا كردند فورا تخليه مىشود . و نيز سه چهار طغرا نوشته در خصوص برافراشتن بيرق به امير قاين نوشتند كه همه حاضر است . معزّى اليه همان جواب اولى را جوابا مرقوم كردهاند .
روز 25 ، روز 26 ، روز 27 [ ذى القعده ] - مأمور انگليس مشغول مكاتبات شكايتآميز بود كه سواد مراسلات در ضمن كتابچهء عليحده قلمى و به نظر اولياى دولت عليّه خواهد رسيد .
روز 28 [ ذى القعده ] - مأمور انگليس ميجر اسميت نايب خودش را با مسيو لوت مهندس به ديدن حشمت الملك فرستادند و خودشان ضمنا توقع آمدن امير قاين را داشتند .
روز 29 [ ذى القعده ] - جناب حاجى ملا اسماعيل مجتهد سيستان به ديدن مأمور مخصوص آمدند و از فقرهء بيرق مذاكرات مفصّله باهم نمودند . جناب حاجى ملا اسماعيل در جواب همه را بهطور سختى حرف زده و مكرر مىگفتند كه اگر بخواهيد فقرهء برافراشتن بيرق را قبول و به انگليسيها اجازه بدهيد ، علما و سادات و اهل شهر مفسده برپا [ مىكنيم ] و در اين ماده وقعى به حرف شما و حاكم سيستان نخواهند گذاشت و احتمال صدمه هم به وجود شماها مىرود . منجمله به اينگونه سؤال و جوابها مأمور دولت را تهديد و تخويف كردند و مأمور مخصوص به هر نحوى خواستند به ملايمت و ادلّه و براهين او را راضى كنند مقدور نشد .
روز غرّهء شهر ذىالحجه الحرام - مقرّب الحضرة على اكبر خان سرهنگ پسر حشمت الملك به منزل مأمور انگليس رفت .
روز 2 [ ذى الحجّه ] - طرف عصر مأمور انگليس بعد از گفتگوى زياد راضى و مايل ملاقات امير قاين شده و به منزل ايشان رفتند .
شب 3 [ ذى الحجّه ] - مأمور معزّى اليه يك قبضه طپانچهء دولوله انگليسى براى حشمت الملك به رسم هديه فرستادند و ايشان هم نزد مأمور مخصوص ارسال داشته بودند . مأمور دولت عليّه رقعه نوشتند كه در كمال احترام قبول دارند .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 629
مساهمون: ايرج افشار
ص٦٢٩