تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
پنج پاكار كه هر يكى عبارت از دوازده خانوار است به اصطلاح اهل سيستان خانوارى دارد . در اين منزل مأمور انگليس خيال داشتند كه چهار روز توقف نموده و سوار شده منفردا اطراف سه‌كوهه را با كوه خواجه گردش و رؤيت و ضمنا رعاياى اينجاها را كه مردمان وحشى خصلت و متلون المزاج و با محبت و مهربانيهاى حشمت الملك تا حال طورى خوددارى نموده‌اند ، تفتين ، نبودن بعضى اقمشه و اجناس و آلات و ادوات حربيّه و [ به ] سنطور و صورت دخترهاى انگليسى تطميع و ترغيب بكنند . چنانچه در همين سه‌كوهه درويش كدخدا ضابط على الرسم به گفتهء مأمور دولت عليّه به ديدن آنها رفته بود . از اشياى مزبوره به او نشان داد و يك سنطور كوچكى به پسر مومى اليه به رسم هديه داده بودند و پسر مومى اليه بچهء دوازده‌ساله و عقلش به بعضى چيزها نمىرسيد . از حسن اتفاق سنطور را پس داد و گفته بود كه ما اين قبيل چيزها را دوست نداريم . اگر تفنگ خوب و اسب ممتاز داريد به كار ما مردمان مىآيد . و همچنين بعضى از رعايا كه به جهت مستحفظى چادر آنها شبها مىرفتند به اين چيزها تحريص و مجلسى فراهم آورده و صورت ملكهء انگليس و صورتهاى ديگر به چادر نصب كرده و رعاياى مستحفظ را به تماشا دعوت مىنمودند . ليكن بالطبع خود اهالى سيستان از ديدن آنها متنفّر و به صدا درآمده بودند . مأمور دولت عليّه رعايا را دلالت و نصيحت نموده و بعد از مشاهدهء اين حالات به تنها رفتن انگليسيها به طرف كوه خواجه كه مقصود اصليشان بود راضى نشده . روز 21 [ ذى القعده ] - مراسله به مأمور انگليس مرقوم و از جهت توقف او در سه‌كوهه و شغلى كه با ملاقات مأمور افغان پيشنهاد خواهند داشت استفسار كردند [ در جواب نوشته بود كه نتيجهء توقف آسايش از صدمهء راه است ] . در آن حين ميجر اسميت نايب مأمور انگليس با مهندس انگليسى نزد مأمور دولت عليّه آمدند كه گفتگو نموده و به جهت گردش كوه خواجه بروند . مأمور مخصوص از اين خيال منصرف نموده و گفتند كه كوه مزبور از شهر نزديكتر و متفقا براى كشيدن نقشه و تحصيل اطلاعات مىرويم . و خود مأمور انگليس را هم به نگارش مراسلهء مزبوره از صرافت انداختند . و هم امروز رعايا از مشاهدهء بيرق انگليسيها كه در جلو چادر برافراشته بودند به همهمه و آشوب افتاده بودند كه احتمال توليد فتنه و فسادى مىرفت . مأمور
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 626 | ايرج افشار