تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
شب 24 [ ذى القعده ] - پنج ساعت از غروب گذشته دو نفر غلام از جانب حشمت الملك آمده نوشته آوردند مأمور مخصوص از خواب بيدار شده خواند . امير قاينات مرقوم داشته بودند كه ياور پيغامات را رساند و علما و سادات شهر از رؤيت بيرق ملل ديگر طورى مضطرب و منقلب شده‌اند كه اسكات آنها از ممتنعات است . و انگليسيها پارسال در بلوچستان و امسال تا اينجا بيرق زده‌اند . خود دانسته‌اند و شما همراه بوده‌ايد صلاح دانسته‌ايد . ليكن در اينجا تا حكم مخصوص از جانب سركار اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى يا اولياى دولت عليّه نباشد با اين همه همهمهء رعيّت فقره برافراشتن بيرق ممكن نخواهد شد . مأمور مخصوص روز 24 [ ذى القعده ] صبح زود به‌همين مضمون توحش علما و سادات را از زبان امير قاين نقل قول كرده به مأمور انگليس استحضار دادند و در جواب نوشتهء حشمت الملك مدلول سفارشاتى را كه به توسط ياور شده بود تحريرا تكرار كردند . مأمور انگليس هم جواب مراسله را به اين مضمون در ضمن شكايت نوشته بود كه : اين بيرق زدن من علامت مأموريت خارجهء من است و بس . و طورى عنوان مطلب كرده بود كه به هيچ‌وجه من الوجود افراشتن بيرق را موقوف نخواهد داشت . و امروز دو ساعت از روز گذشته از چلنگ حركت و به اتفاق قريب ظهر وارد شهر ناصرآباد [ 52 ] كه دو فرسخ فاصله دارد شديم . از دهات معتبره كه در سر راه واقع است يك ده موسوم به ابراهيم آباد [ 53 ] است كه تخمينا ده پاكار خانوار دارد و دهات و مزارع كوچك زياد است . در ورود شهر در نزديكى ناصر آباد سردار شريف خان بلوچ و بابا خان و ملك عباس خان كيانى و ضبّاط دهات و ساير خوانين و تقريبا صد نفر سوار با چهار رأس يدك به استقبال آمده بودند . بعد از ورود شهر مأمور مخصوص همين روز براى گفتگوى فقرهء بيرق و راضى نمودن اهالى و حكومت به ديدن عمدة الامراء العظام حشمت الملك رفتند . بعد از گفتگوى زياد حشمت الملك گفتند كه در نظر اهالى سيستان بيرق برافراشتن انگليسيها خيلى استبعاد [ دارد ] و محرّك بعضى خيالات واهيه است . مأمور انگليس بهانه‌هاى ديگر هم ضميمهء اين فقره نموده بناى شكايت در ضمن مراسلات رسميّه گذاشت . از جمله به جهت نيفراشتن بيرق در چادر ننشسته و در خانه منزل نمود و از نامناسبى منزل گله كرده . با وصف اينكه منزل او از
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 628 | ايرج افشار