زراعت هندوانهء ممتازى دارد . و اسد الله خان سلطان با پنجاه نفر جمّازهسوار ابو ابجمعى خود توى قلعه ساخلو هستند .
روز 10 ، روز 11 ، روز 13 ، روز 14 [ ذى القعده ] - به موجب نوشتهء جوابيهء حشمت الملك كه مأمورين در نصرت آباد متوقف و منتظر ورود سوارها و جمّازهسوار ايشان بشوند در اينجا توقف گرديد . امروز عصر عاليشأن محمد بيك كدخدا و رئيس طايفهء بهلول و عباس كدخدا رئيس طايفهء جمالريزى با پنجاه نفر سوار جمّازهسوار و دهنفر سوار از جانب امير قاينات آمدند و هم امروز مأمور مخصوص انگليس يك دستگاه ساعت طلاى مجلسى و يك دوربين طلاى شكارى براى سليمان خان سرهنگ كه مراجعت به بم مىنمود تعارف دادند . و يك دستگاه ساعت نقرهء بغلى به كريم خان برادر مشار اليه ، و يك دستگاه ساعت نقرهء بغلى با پانزده تومان وجه نقد جهت اسد الله خان سركردهء جمّازهسواران سيستانى ، و يك دستگاه ساعت با پنج تومان وجه به مهدى سلطان فهرجى كه با جمّازه ابوابجمعى خود از فهرج همراه آمده بود . و پانزده تومان وجه نقد به على سلطان كه با شصت نفر سرباز از بم همراه بود فرستادند . ولى سلطان مومى اليه بدون استحضار مأمور مخصوص قبول نكرده پس داده بود .
روز 15 [ ذى القعده ] - طلوع صبح به اتفاق سوار و به منزل موسوم به كلاغاب [ 45 ] كه مسافت هشت فرسخ دارد آمديم . منزل موسوم صحراى وسيعى است خالى از آب و آبادانى و چاهى دارد آبش شيرين . در اينجا براى شدت باران و خشكيدن خيام روز 16 [ ذى القعده ] توقف گرديد .
روز 17 [ ذى القعده ] - از كلاغاب حركت و به محل مشهور به ترشاب [ 46 ] كه ده فرسخ مسافت دارد آمديم . در اينجا به جهت صعوبت راه و كثرت سرما شترهاى بنه نرسيده بود كه خيام مأمورين را بزنند ، مگر يك چادر آفتابگردان كه سبك بود همراه مأمور مخصوص آورده و افراشته بودند . مأمور انگليس آتش روشن كرده در صحرا نشسته بودند . اين فدوى . . . مأمور دولت عليّه نزد مأمور مخصوص انگليس رفته و به چادر تكليف نمودم . گفت يك ساعت ديگر متحمل مىشويم ، اگر بنه نرسيد معلوم است چادر من و مأمور دولت عليّه تفاوتى ندارد . بعد از آن گفت كه حالا جناب وزير امور خارجه و مستر اليسن چه مىدانند ما در اين صحرا در چه حالتيم و اين بيت را خواند :
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 624
مساهمون: ايرج افشار
ص٦٢٤