يك دستگاه تلگراف بىسيم نيز آنجا مال انگليسها دائر است .
در جنوبى شبه جزيره قريهاى است حليله مىگويند . در آنجا كه زمستان گل نرگس بسيار است كه در زمان قديم حكومتهايى كه در ريشهر اقامت داشتهاند در آنجا گلكارى كردهاند و هنوز هم باقى است . در پائيز شكار هوبره زياد است و در زمستان و بهار آهو فراوان است .
اهالى دهات موصوف آب خوراكيشان از چاه و آبهاى آن تلخ طعم است . در شهر براى شرب اغلب خانهها آبانبار دارند كه در فصل بارندگى از آبهاى باران ذخيره كرده و به مصرف مىرسانند و يك چاهى موسوم « اندربندر » در يك فرسخ و نيمى شهر واقع شده كه آب آن نسبتا مشروبتر و به وسيلهء مشك و مال به شهر حمل كرده هردو مشكى يك قران مىفروشند . تا سى سال قبل از آب بهمنى كه چاه خوبى بوده و آب آن به شيرينى و گوارائى ممتاز بوده است رفع احتياج خود را مىكردند . ولى حاليه به كلى خشك شده و آب نمىدهد .
سمت شرقى بوشهر : هجبرى تا برود به چهار فرسخ آستين دريا آنجا مىرسد و منتهى مىشود به مشيله . اين مشيله به واسطهء آب شرقى بوشهر و غربى آنكه در اول ماه وسط ماه و آخر ماه حالت جزر مدّى دارد مشيله را ايجاد كرده .
از شرقى آستين دريا جزيرهاى است كه در اطراف آن جزيره آب درياست .
يك گوشه از آن جزيره اباسك مىباشد كه در اين نقطه قرنطينهء دولت ايران داير است . ولى متأسفانه هيچگونه وسايل زندگى از خوردنى و نوشيدنى براى اشخاصى كه به قرنطينه وارد مىشوند موجود نيست . ولى پياده شدن به اين مكان نيز مشكل و از يك مسافت نيم فرسنگى به واسطهء كمى آب كه كرجى نمىتواند در آن سير كند مسافرين مجبورا بايد تا كمر به آب زده و به اباسك بيايند .
در اين جزيره دو محله هست كه چند خانوار عرب در آنجا ساكن [ اند ] و شغل آنها ملاحى و ماهىگيرى است .
و شرق اين جزيره بعد از پيمودن ربع ميل در دريا به شيف مىرسد كه اول خاك دشتستان [ است ] و خود او قبل از خروج تيمور آبادى بسيارى داشته . چون تل بلندى است و مشرف به دريا است . اين را در قديم « سيف البحر » مىگفتند . از كثرت استعمال به « شيف » تبديل شده و هيچگونه آبادى ندارد . فقط چند نفر تفنگچى از طرف احمد خان انگالى در آنجا هستند كه براى عبور مال التجاره مىباشند .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 566
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٦٦