انداخته و به وسيلهء كرجيهاى بزرگ شراعى بار آنها حملونقل مىشود .
فقط يك خيابان خوب كه بعضى جاهاى اطراف آن با درختهاى گز حاشيهء سبزى دارد از ريشهر تا بوشهر ممتد است .
گردشگاه به هيچوجه ندارد . غالب اعيان و تجار آن اوتوموبيل داشته و در خارج شهر بوشهر عمارات دارند كه در تابستان براى زندگى آنجا مىروند .
در تابستان هوا به شدت گرم و غالبا يك لمبوطه ( لنگ ) به خود بسته پاى برهنه راه مىروند . زنها بىچاقچور و بهجاى نقاب و پيچه يك پارچهء نازك مشكى استعمال مىكنند . طبقات ندار مخصوصا زنها كفشهاى چوبى مىپوشند . درميان اهالى از صد هشتاد قسمت چشمهاشان خراب است .
اهالى بوشهر مركبند از مهاجرين بهبهانى و دهدشتى و كازرونى و اعراب و يك عده ملل متنوعهء كليمى و ارمنى . و صباحت منظر نادرا درميان آنها ديده مىشود و زنها گوشواره را به دماغ خود مىآويزند .
زراعت و محصولات در حوزهء بوشهر تقريبا وجود ندارد و براى اعاشهء خود مجبور به خارج است . از دشتستان خرما و از خاويز مركبات و از بمبئى گندم و برنج و پارهاى مواد غذائى و از كويت سبزيجات تحصيل مىكنند و روىهمرفته ترتيب زندگانى سخت و خيلى گران است .
ماهيها : شوريده - قباد - شير - حلوا سفيد - حلوا سياه - گوآو - دهار - خارو - بياه ( بياح ) دو رقم - ميد - داغى - جش - سنگسر - شئوم - سه پلتى - ماهى سرخو ( سرخ ) - ماهى كر - ميگو - ماهى حرام - ماهى بالول - بمبك - ددل - فرياله ( عقرب دريائى كه اگر بزند بايد در روغن جوشيده گذاشت ) .
دخس به شكل مشگ « 1 » و غالبا در حوالى خارك بهطور عموم در جاهائى كه آب دريا ساكت است دستههاى هزار هزارى در حركت آمده و سير مىكنند و روغن آن را براى كشتى به كار مىبرند .
پيوك مرضى است كه در بوشهر و بندرعباس غالبا ظاهر و محل ظهور آن اغلب در پا است . ابتدا دمل كوچكى ظاهر و به تدريج بزرگ مىشود . اگر در جلوگيرى از آن يا در موقع مداوا اهمال و بىمبالاتى بشود خالى از زحمت نخواهد بود .
هامش
( 1 ) . به اشكال سگ هم مىتوان خواند .