تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
بىشبهه محصولات اينها با بهترين محصولهاى دنيا رقابت خواهد كرد . بالجمله شب منزلى سلطان عزيز الله خان رزمجو رئيس قسمت اينجا تهيه كرد ، من و على محمد خان با يكديگر بوديم .

17 عقرب

صبح رئيس با عده‌اى به شكار رفته غروب برگشتند . چهارده دراج زده بودند .

18 عقرب

رئيس با سيف الله خان مخابرات حضورى كرد . غروب رفتيم گردش . چند بقعه مانند ديدم پرسيدم اينها چيست . گفتند دو تاى از آنها قدمگاه حضرت على است . يكى مىگفت جنگ حضرت على با مرحب خيبرى در همين‌جا بوده ( يك قلعه را از دور نشان مىداد ) . باز يكى دو تا بقعه را نشان داد كه جاى پاى حضرت عباس و ديگرى جاى پاى سيد الشهدا است و بقعهء ديگرى را نمود كه . . . « 1 » است . از اين جمله درجهء عوامى اهالى برازجان كاملا مفهوم مىشود . در اينجا دو نفر خوانين دارد يكى غضنفر السلطنه و ديگرى همشيره‌زادهء او ضرغام السلطنه و باهم مخالف [ اند ] و اهالى نيز نيمى طرفدار ضرغام و نصف ديگر از همراهان غضنفر هستند . غضنفر پسرى دارد يكى منصور السلطنه لقبش مىباشد به سن هجده نوزده سال . ماليات برازجان را هر ساله غضنفر پنج هزار و پانصد تومان از ماليه اجاره كرده و شايد متجاوز از بيست هزار تومان وصول مىكرد . امسال ضرغام حاضر شده است در يازده هزار تومان قبول كند و در شيراز مشغول گفتگو هستند .

19 عقرب

امروز نصر الدوله حاكم بنادر و گلشن آمدند برازجان . شب را مانده صبح مراجعت كردند و يك اوتوموبيل با صفر و محمد شوفر فرستاده شد به بوشهر كه اگر اوتوموبيل فياتى كه رئيس براى خودش از بصره خريدارى كرده [ است ] برسد بياورند .
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا