تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
و شهرتى پيدا كردند و اينك شيخ ناصر خان سالار اشجع پسر شيخ حسين خان و زائر محمد على پسر زائر خضر خان و غيره كارى جزء ايذاء سايرين نداشته و به اسم اين‌كه پدران آنها در راه ملت شهيد شده‌اند از تطاول به حقوق ديگران مضايقه ندارند . بارى روزهاى 9 و 10 و 11 جز صبح و عصر رفتن به اداره و بازگشتن به منزل خبر مهمى نبود . شبها حكومت و برادرش و . . . « 1 » در منزل بودند . شب اول ساز و ضرب هم داشتند و شبهاى ديگر مشغول قمار بودند . روز نهم و يازدهم هم عكس گرفتيم . شب هشتم و نهم هوا فوق العاده مطلوب [ بود ] و بارندگى زيادى شد . رعدوبرق از اول شب تا صبح به هيچ‌وجه قطع نمىشد . مخصوصا شب نهم از صداى مهيب رعد همه در هراس و بيم افتادند . شبها همه شب رئيس و حكومت و ياور على حسين خان و ياور على اصغر خان و امير همايون و مدبر السلطنه ، بعد آصف الملك كه دوازدهم عقرب وارد شد مشغول قمار بودند .

13 عقرب

حاجى محمد رضاى بهبهانى تقاضا كرده بود از قول مشار اليه خواهش كنم تفنگهاى قلى كمارجى را كه چهار قبضه « ماوزر » است بدهد و نيز درخواست كرده بود براى اين قضيه و مذاكرهء مطلبى به حجرهء مشار اليه بروم . رفتم . پس از صرف چائى يك پاكت به اصرار به من داد كه خواهش مىكنم قبول كنيد . از بس اصرار كرد « 2 » خجالت كشيدم كه بيش از اين امتناع نمايم . پاكت را گرفتم محتوى پنجاه تومان اسكناس بود و من هرچه خواستم بفهمم كه از چه بابت است و چرا بايد اين پول را بگيرم نفهميدم . بالاخره خداحافظى كرده آمدم منزل . شب يازدهم - دوازدهم و سيزدهم چوبك « 3 » منزل ما بود .
هامش
( 1 ) . چند كلمه مانده ( 2 ) . اصل : كردم . ( 3 ) . بايد پدر صادق چوبك مراد باشد .