را اعتراف مىكرد . در موقعى كه واسموس قونسول آلمان به حيات داود براى تهييج ايلات رفت نزد حيدر خان بندر ريگى - مشار اليه تمام پولها و ليرههائى كه واسموس داشت گرفته و او را از حيات داود طرد نمود .
خوانين دشتستان مثل زائر خضر و شيخ حسين خان از اينكه مقدار زيادى ليره را حيدر خان بدون زحمت صاحب شده است غبطه خوردند و به اين خيال افتادند كه بلكه به قوهء قهريه بتوانند به تصرّف اين وجوهات نايل شوند و آغاز مخاصمت از اينجا شروع [ شد ] و به واسطهء آمدن واسموس به دشتستان و عدهاى از مليون زمينه براى پيش بردن مقصود فراهم [ آمد ] .
انگليسها هم كه اين دستهجات را غير قابل تصور مىكردند براى جلوگيرى از نفوذ آلمان كه در اين نقطه ريشه دوانده بودند عدهاى را براى تفرقهء آنها اعزام [ كردند ] ولى به زودى دانستند كه عقيدهء آنها خلاف بوده و نه تنها نتوانستند آنها را متفرق كنند بلكه همان دستههاى غير مهم شهر بوشهر را معرض حملات قرار داده و انگليسها را متزلزل مىكردند . تا كار به جائى رسيد كه از حوالى مشيله تمام نقاط را با سيم خاردار مسدود كردند .
ولى دشتستانها براى مقصود خود ترتيب غريبى اتخاذ كردند . به اين معنى كه چند شتر را به يكديگر بسته و ظرفهاى حلبى خالى را به پشت آنها مىبستند و همينكه نزديك به سيم خاردار مىشدند با چوب حلبىها را به صدا درآورده و از اثر آن صدا شترها رم كرده از ستون سيم خاردار عبور و راه را براى مهاجمين باز مىكردند . حتى حملات آنها تا خود شهر مداومت داشت و مكرر دستههاى دو هزار و دو هزار و پانصد نفرى انگليسها را شكست دادند . تا بالاخره در چغادك در كابينهء مشير الدوله آنها را براى مصالحه دعوت [ كردند ] و احمد خان الگانى و شيخ حسين خان و سايرين را دعوت [ كردند ] و در آنجا مىخواستند آنها را دستگير كنند .
شيخ حسين خان در موقع فرار مقتول و پسرش نيز مجروح و به احمد خان الگانى سپرده شد كه بعدها مرد . ولى برادرش فرار كرده از مهلكه جان به در برد .
خلاصه آنكه مىخواهم بگويم عمليات اين خوانين كه به وطنپرستى شهره شدهاند جز على دلبارى « 1 » كه صميمانه از نقطهء نظر عصبيت با انگليسها جنگيد سايرين بنا به تصادفات كه ابتداى آن استفادهء پولى بود داخل جنگ با انگليسها شده
هامش
( 1 ) . ( - دلوارى )