تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
حسابهاى خود را در اينجا پاك كرده برود در ايران صف‌بندى و لشكرآرائى كند !

[ 29 ] قابل دقت نظر

در فقرهء « مفسدين پاريس » راجع به اعتراضات روزنامهء شمس جناب سفارت‌پناهى كاغذى به اين بنده نوشته‌اند مفهوم اين‌كه از كارخانه و دستگاه ايشان چيزى به روزنامهء شمس نوشته و فرستاده نشده است و همچنين آقاى سردار اسعد شرحى مرقوم فرموده و از طرف سفارت‌پناهى برائت جسته‌اند - سلّمنا - آيا مىتوان قبول كرد كه مسئلهء معادن را كه جز ايشان و سالار الدوله و بنده احدى از ايرانيان اطلاع نداشت ديگرى غير از ما سه نفر نوشته باشد مگر آن‌كه معتقد باشيم كه حضرت جن پيش‌آهنگ ستارهء دنباله‌دار اين خبر را به شمس بىنور و ساير روزنامجات رسانيده باشد . ولى عقيدهء ما بر اين است كه هردو فقره را خود ايشان يا به دستورالعمل ايشان بعضى از اجزاء و اطرافيان مخصوص ايشان نوشته‌اند و اگر غير اين بود چنان كه رسم است و اين بنده هم تمنا كرده بودم مىبايست خودشان مستقيما به جريدهء شمس نوشته و تكذيب نموده باشند .

تدبير خنك

يكى از مكرهاى اين جوان اعرابى آن است كه نه تنها مىخواهد دادخواهان و ستمديدگان خود را [ 30 ] بر ضدّ اولياى دولت و هيئت حكومت حاليه قلمداد كرده بلكه علاوه‌براين سعى بر آن دارد كه به اشتباهكارى آنان را مخالف با مشروطه و قوانين مقرره در كل عالم وانمود و لكه‌دار كند . غافل از اين‌كه دروغ فروغى نداشته و هركس اندك شعورى دارد ملتفت است كه هرگاه كسى يا كسانى بر ضدّ افعال قبيحه و اعمال وقيحهء يك شخص معين معلوم الحالى باشند مستلزم آن نيست كه بر ضدّ يك هيئت و مخالف با تمام اجزاى حكومتى هم بوده باشند . علاوه بر آن سلّمنا به قول خود او هرگاه كسى از اين هيئت حاليه هم شكايت داشته باشد مگر سقف آسمان به زمين افتاده و لوح و كرسى از هم گسيخته ، دنيا زير و زبر خواهد شد . * * *
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 499 | ايرج افشار