تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
و رفته‌اند . حاج معين الممالك ، حاج معين السلطنه و كسانى كه همراه ايشان بودند كه بعضى رفته و بعضى مانده‌اند . ميرزا سيد محمد صادق طباطبائى مدير روزنامهء مجلس ، محمد ولى ميرزا ، حاج رضا خان دكتر ، ميرزا جواد خان ولد مجد الملك ، اسد الله خان كردستانى و همراهان ايشان ، اسد الله خان ولد مرحوم حسن خان طبيب مريضخانهء بنان السلطنه ، اقتدار السلطنه ، اديب السلطنه ( سليمان خان ) ، اسد الله خان ولد مرحوم اعتماد الدوله با حسين خان و اشخاص ديگرى كه با ايشان بودند . فرج الله خان ، حاج نظام الدوله ، نظم الممالك ، حبيب الله خان شيرازى ، عليقلى خان كاشانى ، سيد عبد الرحيم كاشانى ، سهام لشكر و اخوىزادهء ايشان ميرزا على محمد خان اصفهانى ، ميرزا عزيز الله اديب ، نير السلطان ، ناصر نظام ، مؤتمن السلطنهء خراسانى ، مقتدر الملك ، صديق السلطان ، ميرزا على اصفهانى و غيره و غيره و . . . [ 24 ] اولئك آبائى فجئنى بمثلهم - اذا جمعتنا يا جرير المجامع اى هموطنان عزيز ، اين است آن شخصى كه امروز او را به استبداد در نظر ملت معرفى مىكنند ! پس واى به حال مستبدين علاوه‌بر اين البته بيش از صد نفر ديگر از ايرانيان مقيم پاريس از طلاب و تجار و غيرهم ( به استثناى پنج يا شش نفر معين كه اگر لازم شود در مقالات بعد ذكرى از آنها خواهد شد ) حاضر هستند كه بر صدق اظهارات و حسن عقايد و خدمات اين بنده به مشروطه شهادت بدهند . * * * حالا آقاى روزنامه‌نويس . از جنابعالى مىپرسم شما كه سنگ اين جوان را به سينه مىزنيد چه شهودى داريد بر حسن طينت و پاكى فطرت و خوش‌ذاتى و نيكى عقيدت ايشان كدام يك از اين مسافرين يا مقيمين پاريس شهادت بر غير فساد ايشان خواهند داد و كدام [ 25 ] يك مىتوانند ادعا كنند كه صابون اين جوان اعرابى به جامهء او برنخورده باشد . گويا نمىدانيد هر بيچاره‌اى كه از صدمات ايران فرار مىكند كه چند صباحى در پاريس راحت بكند چندى نمىگذرد كه دو گوش خود را گرفته يا به ممالك ديگر