و رفتهاند .
حاج معين الممالك ، حاج معين السلطنه و كسانى كه همراه ايشان بودند كه بعضى رفته و بعضى ماندهاند .
ميرزا سيد محمد صادق طباطبائى مدير روزنامهء مجلس ، محمد ولى ميرزا ، حاج رضا خان دكتر ، ميرزا جواد خان ولد مجد الملك ، اسد الله خان كردستانى و همراهان ايشان ، اسد الله خان ولد مرحوم حسن خان طبيب مريضخانهء بنان السلطنه ، اقتدار السلطنه ، اديب السلطنه ( سليمان خان ) ، اسد الله خان ولد مرحوم اعتماد الدوله با حسين خان و اشخاص ديگرى كه با ايشان بودند .
فرج الله خان ، حاج نظام الدوله ، نظم الممالك ، حبيب الله خان شيرازى ، عليقلى خان كاشانى ، سيد عبد الرحيم كاشانى ، سهام لشكر و اخوىزادهء ايشان ميرزا على محمد خان اصفهانى ، ميرزا عزيز الله اديب ، نير السلطان ، ناصر نظام ، مؤتمن السلطنهء خراسانى ، مقتدر الملك ، صديق السلطان ، ميرزا على اصفهانى و غيره و غيره و . . .
[ 24 ] اولئك آبائى فجئنى بمثلهم - اذا جمعتنا يا جرير المجامع
اى هموطنان عزيز ، اين است آن شخصى كه امروز او را به استبداد در نظر ملت معرفى مىكنند ! پس واى به حال مستبدين
علاوهبر اين البته بيش از صد نفر ديگر از ايرانيان مقيم پاريس از طلاب و تجار و غيرهم ( به استثناى پنج يا شش نفر معين كه اگر لازم شود در مقالات بعد ذكرى از آنها خواهد شد ) حاضر هستند كه بر صدق اظهارات و حسن عقايد و خدمات اين بنده به مشروطه شهادت بدهند .
* * * حالا آقاى روزنامهنويس . از جنابعالى مىپرسم شما كه سنگ اين جوان را به سينه مىزنيد چه شهودى داريد بر حسن طينت و پاكى فطرت و خوشذاتى و نيكى عقيدت ايشان كدام يك از اين مسافرين يا مقيمين پاريس شهادت بر غير فساد ايشان خواهند داد و كدام [ 25 ] يك مىتوانند ادعا كنند كه صابون اين جوان اعرابى به جامهء او برنخورده باشد .
گويا نمىدانيد هر بيچارهاى كه از صدمات ايران فرار مىكند كه چند صباحى در پاريس راحت بكند چندى نمىگذرد كه دو گوش خود را گرفته يا به ممالك ديگر
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٩٦