رفته و يا به مراجعت ايران تن در داده و راضى مىگردد .
بارى انشاء الله در مقالات بعد شرح كارهاى زشت و اعمال پلشتى را كه از اين نمايندهء محترم در مدت اين پنج سال مأموريت وى در پاريس نسبت به ايرانيان و غيرهم به ظهور رسيده خواهم نوشت تا عموم هموطنان از وضع رفتار و طريقهء كردار و صفات وى مسبوق شده و بدانند كه فى الحقيقه خائنين دولت چه كسان و خادمان ملت كيانند .
اكنون برويم بر سر بعضى مطالب ديگر :
آقاى روزنامهنويس - اينكه در روزنامهات نوشتهاى من پول داده و در جرايد اينجا بعضى مسائل بر ضد بعضى اشخاص نويساندهام شايد راست باشد . زيرا كه اين فقره در تمام دنيا خصوصا در ايران چنانكه گفتهايم بيشتر از همهجا معمول است . فرقى كه دارد اين است كه در فرنگستان قانونى هست كه به حكم آن روزنامهنويس يا اخبارنگار را در صورت ثبوت خلاف تنبيه مىكنند ولى اين قانون در ايران نيست [ 26 ] و اگر هم باشد به موقع اجرا گذاشته نشده است . و الا شما و امثال شما نمىتوانستيد مردم را اينقدر اذيت كرده و با نيش قلم تيشه به ريشهء نظم و استقلال وطن عزيز بزنيد . پس در اينجاها كه قانون هست و بنده هم بر خلاف حق بر ضد اين شخص پاكدامن در روزنامهها چيزى نوشتهام چه جهت دارد اين گرامى قدر باشرف تكذيب و بنده را تعقيب ننموده به سكوت گذرانيدهاند . پس يا بايد اين نسبت بىاصل و تهمت باشد و يا حق و مسلّم كه در هردو صورت مدعى جرئت دنبال كردن ننموده است .
مدير با اطلاع حبل المتين و يكى ديگر از همكاران با احترام وى در طهران كه وقت مغتنم خود و اوقات شريف سايرين را بىجهت ضايع و تلف مىكند مسئلهء معادن را عنوان كردن به سالار الدوله جسارت نموده و به بنده تاخت آوردهاند .
در حالتى كه مىدانيم اين مسئله از كجا اشاره شده و غرض چه چيز است .
چون ذكر اين مسئله در ضمن مقالهاى كه مختص به شرح توقف اين شاهزاده در پاريس است به تفصيل خواهد آمد لهذا در اينجا خلاصهء آن را مىنويسد :
اولا اين امتياز ، امتياز خيالى و محض ادعا نبوده است . بلكه اين امتياز به موجب فرمان مظفر الدين شاه به آقايانس [ 27 ] ارمنى داده شده بوده است و شاهزاده سالار الدوله از او خريده .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 497
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٩٧