تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
اين بندهء طبيب شهادت بر ضعف چشم و اختلال بصارت آقاى سردار اسعد مىتواند بدهد . اما هرگز قبول نخواهد كرد كه خداى نخواسته در ديدهء دل و قوهء بصيرت ايشان تكسّر و فتورى عارض شده باشد . چه مىشد واقعا هر ملاحظه‌اى حتى پدركشتگى را كنار نهاده و در اين موقع نادر الوقوع مخصوص محض حفظ شرف و ناموس دولت عليهء ايران شاهزادهء ظل السلطان را كه صاحب آن همه نشانهاى معتبر دولت انگليس و ساير دول است با موكبى مجلل و همراهانى بهتر مأمور اين خدمت و روانه بدان مجمع الملوك نموده كه اسم مأمور دولت ايران نيز در رديف شاهزادگان بزرگ دنيا در ستونهاى جرايد اروپا خوانده شود ، نه اين‌كه در سر ميز مخصوصا در آخرين پايهء صف نعال واقع گردد . دليل اين سوء انتخاب را كه بىاندازه مضر به حال [ 35 ] ملك و ملت و منافى با صلاح دين و دولت بوده جز بدبختى و سيه‌روزى چيز ديگر نمىتوان تصور كرد . به هر تقدير بايد منتظر شد و ديد كه ممتاز السلطنه در اين باب چه آرتيكلهاى با آب‌وتاب به روزنامجات داخله و خارجه داده و آنها نيز با چه زبانهاى شارلاتانى اين مرد را به اعلى درجهء اصالت و نجابت و كفايت و درايت رسانده پايهء شأن و شوكت و مقام عزت و احترام او را ده پله از نه كرسى فلك هم بگذرانند . * * * خلاصه در ختم اين مقاله عرض مىنمايد : اى آقايان روزنامه‌نويس - جواب تهمتهاى شماها تماما حاضر است . انشاء الله به مرور در ذيل نمره‌هاى بعد نوشته خواهد شد تا همان‌طورى كه شماها چشم و گوش را بسته و خسته و قلب ملت را از راه غرض نسبت به خيرخواهان حقيقى وطن چركين و مشوب كرده‌ايد ما هم مصمم شده‌ايم كه بر خلاف شماها چشمها را به روى شاهد حقيقت باز و گوشها را به اصغاى كلمات حق دمساز نموده عموم اهالى باغيرت و شرفمند ايران را با وطن‌پرستان بىغرض همراز و هم‌آواز ساخته كه متفقا از اولياى دولت بخواهند تا همان‌طور كه چندى قبل به مقام منيع نيابت سلطنت عظمى عرض كرده‌ام « تأسيس اساس مشروطه براى حفظ حقوق هر فردى از افراد [ 36 ] بوده و بنابرين هرگاه واقعا اولياى دولت و كارگذاران امور حكومت حاليه مىدانند و مىخواهند و مىتوانند خاتمهء به مزخرف‌نويسيهاى شماها كه بىاندازه مضرّ به حال دولت و ملت و منافى با حفظ نظم و استقلال