ثانيا هركس حق دارد امتياز خود را به موقع اجرا گذاشته و به كار بيندازد .
ثالثا كار كردن معادن از براى ايران اگر نفع نداشته باشد ضرر هم ندارد .
درصورتىكه مربوط به مسائل پلتيكى نباشد .
رابعا هادى و دليل و مشوق اقدام به اين امر خود ممتاز السلطنه بوده و در همهجا همه قسم همراهى داشته . شبها ، روزها در سفارت و چندين نقاط ديگر شهر پاريس با سالار الدوله مجلسها كرده و ترتيبات دادهاند .
و بالاخره بعد از مذاكرات طولانى و مساعى بسيارى كه بدون معاونت ايشان ممكن نبود به عمل آيد از آنجائى كه كمپانيهاى اروپا بيگدار به آب نزده و در اين مواقع اول يكسوسيته د تود
Societed'etude
يعنى شركت تحقيقيه تشكيل مىدهند كه رفته در محل تحقيقات و تفتيشات لازمه را به عمل آورده بعد اگر صلاح شد كمپانى اجرا تشكيل بدهند و واضح است كه در اين اقدامات بعضى چيزها از طرفين نوشته مىشود كه بايد امضا شود . از جمله نوشته شده است كه بيست هزار فرانك به شاهزاده بدهند و اين وجه براى مخارج بردن يك نفر خبره بوده كه صمد خان خود او را معين كرده و مسلم است مادام كه سفارت امضا نمىكرد اين اقدامات بىنتيجه و بىحاصل مىماند . از امضاى سفارت هم تا همان درجه [ 28 ] شاهزاده اطمينان داشت كه خود سفير داخل در كار بود .
اما چه واقع شد كه دست آخر كارى را كه خود او كرده و تمام جزئيات فصول و شرايط آن را مكرر زيرورو و حك و اصلاح نموده يك دفعه بههم زده و برعكس تقصير شاهزاده قرار داده خدا مىداند و از اين جوان نبايد تعجب كرد . چيزى كه محل تعجب است اين است كه به روزنامهنويسان چنين حالى كرده است كه اولا چهل هزار فرانك بوده و ثانيا به جهت مخارج تحقيق نبوده بلكه براى خريدارى اسلحه و قشونكشى بوده و در اينجاست كه تكليف بر اين طبيب ضعيف بسيار سخت و دشوار مىشود . نمىدانم مشغول معالجهء چشم شده يا به گوش پردازد . از يكطرف چشم اولياى دولت را بر اين اوضاع باز نموده و از طرف ديگر گوش مردم را از اين خرافات پاك ساخته كه اين مزخرفات را نشنوند و اگر هم مىشنوند اعتنا نفرمايند .
چه مىتوان گفت و كرد با اشخاصى كه ميداندارى مىكنند و به اين درجه مىخواهند مشتبه سازند كه ممكن باشد شاهزادهء سالار الدوله با بيست هزار فرانك