موجب تحقيقات صحيحه و اسناد در ضمن اين نمره و نمرههاى بعد خواهم نگاشت .
* * * دراينجا همينقدر مىنويسد كه هرگاه يك نفر پيدا شد كه شهادت بدهد سه نفر از اين اشخاص را تاكنون در يك مجلس باهم ديده باشد به تمام اظهارات روزنامهنگار اقرار خواهم كرد ، تا چه رسد به آنكه درميان اين اشخاص سه نفر را نمىتوان پيدا كرد حقيقة باهم متحد و معاشر باشند .
تعجب در آن است كه روزنامهنويس باشعور تصور نمىنمايد كه كلية جنس ايرانى از مسئلهء اتحاد و اتفاق آنقدر گريزان است كه اگر مىتوانستند خود را راضى به اين معنى نموده و يك اتحاد واقعى پيدا كنند كار مملكت به اينجا نمىكشيد و وضع امور به اين نقطه منجر نمىشد .
* * * آقاى روزنامهنويس - درصورتىكه از ميان سى چهل كرور نفوس دهنفر پيدا نمىشود كه با يك توافق و اتحاد معنوى يك كابينه تشكيل داده و مملكت را از خطر نجات بدهند چطور مىتوان تصور كرد كه دو تا و نصفى ايرانى در پاريس باهم متحد شده و بتوانند در راه فساد يا اصلاح اقدامى كنند . و حال آنكه اين اشخاص غالبا در ساير ممالك اروپا مسافرت كرده و كمتر در پاريس هستند و اگر هم باشند در ميان جمعيت اين شهر كه تقريبا به اندازهء ثلث يا ربع تمام جمعيت ايران است چنان مفقود و مستهلكند كه آدرس همديگر را نداشته و هيچ خبردار نمىشوند كه كى آمد و كى رفت .
حكمت
حضرت سفارتپناهى از اين اقدامات خود تصوّر فرموده كه در ايران همچو جلوه دهند كه جلو مفسدين را در اينجا گرفته و مانع از اجراى خيالات آنها هستند تا به اين وسيله خود را كافى و مشروطهطلب قلمداد بدهند . چنانكه در يكى از روزنامههاى فارسىزبان اين عبارت در حق ايشان نوشته شده است « خدمات ممتاز السلطنه در خارجه به اندازهء خدمات سردار ملى ستار خان است در داخله » !