عجبتر اينكه گاهى از خودشان نيز شرحى داده و رأيى افزوده اظهار علم و اطلاع مىفرمايند .
* * * زياد جاى افسوس است از اشخاصى كه پايهء قدر عالى و مقام شأن و احترام خود را ندانسته به بعضى درجات تنزل و به برخى اعمال تشبث مىجويند !
* * * مدير محترم حبل المتين در ضمن تعريفات و تمجيداتى كه از اين اول ديپلومات عالم مىفرمايند نوشتهء مرحوم پرنس ملكم خان را سند حسن خدمت و كفايت ايشان قرار دادهاند و حال آنكه صراحة مىنويسم چنين سندى وجود ندارد و اگر در دست شما باشد ابراز بفرمائيد تا ما خجالت بكشيم .
* * * سلّمنا مرحوم پرنس سندى به دست اين جوان خودپسند داده باشد كه پس از چندين سال امروز آن سند موجب افتخار و مايهء مباهات او گرديده آيا انصاف است كه با پسر وى اينطور معامله شود كه صمد خان با فريدون خان مىكند ؟
بعلاوه اگر حقيقة نوشتهء پرنس ملكم خان شرط اعتبارات اشخاص مىتواند شد . اشخاصى هستند كه اسناد عديده و معتبرهء بسيار از آن مرحوم در دست دارند .
چگونه شده است آن اشخاص طرف بغض و كينه و توبيخ و ملامت شما واقع شدهاند و ممتاز السلطنه طرف توجه و محل عنايت !
اگر بدانيم جنابعالى در مسلك خود پادار و ثابتقدم هستيد ما هيچ حرفى نداريم . اما از آن مىترسيم كه همين شخصى كه امروز محل لطف و مطمح نظر محبّت شماست پسفردا مورد طعن و ضرب و معرض فحش و عتاب آن حضرت واقع شود زيرا كه به شهادت اوراق حبل المتين اين حالت مكرر از جنابعالى ديده شده است .
* * * آقاى من اگر بتوانيد خود را راضى به شنيدن نصيحت بفرمائيد و اگر واقعا طالب پيشرفت مشروطه و نظم ممالك ايران باشيد خوب است چندى عبارتپردازى و قلنبهبافى را كنار نهاده نه مدح بنويسيد [ 15 ] و نه صورت بكشيد .
نه قدح كنيد و نه دشنام بدهيد . بگذاريد اين تخم كينه و سم عداوتى كه از تلقيح و
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 490
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٩٠