تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥

انقلابات داخلى ايران

چنان‌كه خاطر قارئين مسبوق است از اواخر سلطنت مظفر الدين شاه تا به اين زمان چنان پيش‌آمد كه جمعى از معتبرين و غيرهم خواه از روى اجبار به عنوان تبعيد و خواه به اختيار از راه اضطرار و فرار از ظلم به ممالك خارجه متوارى شدند كه چندى آسوده و آزاد باشند . وقايع اخيره يعنى خلع محمد على شاه و به قول خودشان استقرار مشروطيت در مملكت تا يك درجه اسباب اميدوارى و خوشوقتى گرديده اين اشخاص در خارجه شاديها نموده و جشنها گرفتند كه ناگاه شرارهء اقلام جرايدنگاران خوش‌انصاف از مشرق به مغرب و از شمال به جنوب چنان در قلب آن مستمندان دور از وطن اثر كرد كه نه تنها ايشان بلكه تمام ملت ايران به زبان حال مترنّم به اين مقال شدند كه بار خدايا ، پروردگارا ، رحيما همان ظلم و ستم و اجحافات سابقه را كه از ديرباز مأنوس و مألوف بوديم به ما بازپس ده ! يعنى بيچارگان در برابر مرگ حتمى به لرزش نوبه و سوزش تب راضى و شاكر شدند . * * * آقاى روزنامه‌نويس - اين مجمع « مركز اتحاد و ترقى » از اختراعات خود جنابعالى است يا فى الحقيقه وجود خارجى داشته و در پاريس همچو مجلسى دائر و موجود است ؟ ! يا آن‌كه يك نفر خوش‌ذات محض خودنمايى و خيال ترقى شخصى به اسم اين مجمع مجهول برخى از حواشى و مقرّبان خود را وامىدارد مزخرفاتى به شما نوشته و با يك طغرا برات حواله تقديم خدمت ذى شرافت سامى نموده شما را اين‌طور به جان مردم مىاندازد ! * * * چنان‌كه به دولت هم نوشته‌ام مجمع « اتحاد و ترقى » را اين بنده خوب مىشناسد . اين مجمع از مخترعات جوانى است كه به نيك‌نفسى و امتياز فطرت . . . موصوف و به تصديق جرايد و شهادت هركس كه او را ديده است به خودنمايى و شارلاتانى معروف است كه ميدان را خالى ديده به كام دل يابودوانيها « 1 » مىكند و
هامش
( 1 ) . يابودوانى مانند يابو ورش داشته .