مىخواهد به تضييع و تخريب ديگران خود را در نظر اولياى دولت و ايرانيان با صداقت اهميت داده اثبات شخصيت نموده به اين تدبير به مراتب عاليه نائل و مرتقى گردد . چنانكه بههمين تدليسات تا حدّى به كام دل رسيده و مقصود خود را حاصل كرده كه دولت حاليه هر وقت دچار مشكلات گردد [ 7 ] متوسل به عقل و دانش و كفايت و بينش اين وجود مبارك مىگردد . مثلا گاهى براى وزارت خارجه به داخلهاش مىخوانند و گاهى به سفارت فوق العادهء لندنش « 1 » مىنامند !
غافل از آنكه در اين موقع مأمورين ساير ممالك يا سلاطين يا وليعهدها هستند . و عجب اينكه با اين ترتيب از ساير دول توقعات هم داريم !
بارى از مطلب دور نشويم ، اصل بانى و مؤسس اين مجمع مقدس خود اين مؤمن است كه با سه چهار نفر از همدستان و اجزاى مخصوصى كه قلم را از بردن نام و بيان صفات آنها شرم آيد ترتيب داده و برپا كرده است .
* * * مقصود آن است كه در بعضى از جرايد فارسىزبان اشاره به مفسدين پاريس گشته و اسم جمعى را كه به هيچوجه من الوجوه مناسبت و ارتباط باهم ندارند ذكر مىكنند از اين قرار :
شاهزاده ظل السلطان و پسرهايش سعد الدوله و برادرش شاهزاده سالار الدوله ، پرنس فريدون خان ( پسر مرحوم پرنس ملكم خان ) ، مصدق السلطنه « 2 » ، منيف السلطنه ، مسيو رنارد فرانسوى ، تيگران ارمنى ، و اين بندهء ناچيز كه تاكنون فى الحقيقه گمنام و ضعيف بوده ولى از اين به بعد به كورى [ 8 ] چشم حسود عنود با تأييد ربّ جليل مشهور و در ظل حمايت حقپرستان و ملتدوستان غيور پرزور و قوى خواهم بود .
آنكه كوچك مرا تصوّر كرد * در حقيقت مرا بزرگ نمود
و بعضى اشخاص ديگر . . . كه شرح ايام اقامت هريك را در اين ممالك به
هامش
( 1 ) . مقصود صمد خان ممتاز السلطنه است كه به مراسم درگذشت و تشييع جنازهء پادشاه انگليس اعزام شد و شايد مقام براى وزارت امور خارجه در نظر بوده است .
( 2 ) . دكتر محمد مصدق در آن اوقات در اروپا بوده است .